و مرامحه تعبير نمودهاند و مراد نماز در ميدان جنگ با دشمنان است كه دو لشگر بهم ريخته و با سيوف و رماح و نحو اينها مقاتله مىنمايند و يكديگر را طرد ميكنند ، و در بعض اخبار خوف از لصوص و قطاع الطريق و سباع را هم به آن ملحق نمودهاند و در كلمات بعضى اعلام صلوة غريق و حريق و مهدوم عليه نيز به آن الحاق شده ولى در اخبار ذكرى از آنها نشده و شمول اطلاق خوف نيز بر آن مشكل است و توضيح اين مسئله بنحو اختصار اينست كه چون در اخبار وارد شده كه «
الصلاة لا تسقط به حال
» يعنى نماز در هيچ حالى ساقط نميشود و در ميدان جنگ مجاهدين متمكن از صلوة تامه نيستند و در مقام ضرورت به قدر تمكن بايد انجام وظيفه نمود كه فرمودهاند « الضرورات تتقدر بقدرها » ، لذا در ميدان جنگ و در حال قتال هر مقدارى از نماز كه انسان متمكن است بايد انجام دهد و ركوع و سجود آن را بايماء و اشاره بجاى آورد و لو در حال انحراف از قبله و در حال حركت و عدم استقرار و متوجه بدشمن باشد و نماز خوف مانند نماز مسافر قصر است و اگر از اين مقدار هم متمكن نباشد يعنى اعمال نماز را بايماء و اشاره هم نتواند انجام دهد بواسطه اينكه ممكن است ذهنش از دشمن منصرف گردد ، فقط ذكر بر او واجب است ، و قدر مسلم از ذكر كه باجماع علماء شيعه كافى است اين است كه نيت كند و تكبيرة الاحرام بگويد و اگر ممكن است رو به قبله و گرنه بهر طرفى كه متوجه است عوض هر ركعت يك مرتبه تسبيحات اربعه « سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر » بگويد مثلا اگر نماز مغرب است سه مرتبه و اگر ساير نمازها است دو مرتبه بگويد . ولى لزوم اين هم معلوم نيست زيرا در بعض اخبار به گفتن تكبير اقتصار شده و در بعضى تكبير و تحميد و تهليل و تسبيح و دعاء ذكر شده و مسلما دعاء واجب نيست بلكه مستحبّ است ، على اى حال آنچه ذكر شد مطابق فتواى علماء اعلام و موافق با احتياط است .
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 488
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص٤٨٨