سخت يا مسافرتى كه بخطر نزديك است و نحو اينها كه انسان خود را بمرگ نزديك به بيند و هر چه به اين حالت نزديكتر شود تا به حال اختصار برسد وصيت نمودن آكد است چنانچه در وسائل از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود «
ما من ميّت تحضره الوفاة الا ردّ اللَّه عليه من بصره و سمعه و عقله للوصيّة اخذ بالوصيّة او تارك و هى راحة الموت فهى حقّ على كل مسلم
» و اخبار ديگر نيز بر طبق آن روايت شده .
إِنْ تَرَكَ خَيْراً
مراد از خير مال است چنان كه در آيه ديگر ميفرمايد
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ
« 1 » و شايد تعبير از مال بخير براى اينست كه بايد از طريق خير و مشروع بدست بيايد و بطريق مشروع صرف شود زيرا مالى كه از طريق مشروع تحصيل نشود خير نيست بلكه شرّ است و اولا بايد خود شخص به صاحبانش ردّ كند و اگر نتوانست وصيّت كند كه به صاحبانش ردّ كنند يا از جانب آنها ردّ مظالم دهند .
الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ
كلمة الوصيّة نايب فاعل كتب است و للوالدين متعلق به آنست يعنى وصيتى كند كه نفعش عايد پدر و مادر و خويشانش گردد و منافات ندارد كه پدر و مادر و خويشان او وارث او هم باشند كه هم از طريق ارث ببرند و هم از طريق وصيّت به آنها احسان شود ، بنا بر اين توهم اينكه آيه بآيات ارث منسوخ گرديده يا اينكه وصيّت راجع به غير وارث است باطل است زيرا ارث حقى است كه خداوند قرار داده و خواه يا ناخواه بوارث ميرسد و وصيّت نسبت بوالدين و خويشان صله رحم ، و در اختيار موصى است و اگر بخواهد وصيّت مىكند و ذكر اينها از باب بيان مصداق است و منافى با وصيت در حق ديگران نيست ، و مراد از مقيد ساختن وصيّة بمعروف اينست كه اجحاف
هامش
( 1 ) . سوره عاديات آيه 8