و وصيت واجب مانند وصيت بقضاء نماز و روزه و زكات و خمس و حج و نذر و عهد و كفارات و ديون و ردّ امانات كه اولا واجب است خودش انجام دهد و اگر مقدور نشود وصيت كند و همچنين مالى كه وارث از محل آن خبر ندارد .
و وصيت مستحبّ مانند وصيت بامور خيريه از صله ارحام و صدقات مستحبه و احسان بسادات و اهل علم و فقراء و بناء مساجد و مدارس و طبع كتب دينى و علمى و اصلاح طرق و اقامه مجلس سوگوارى پيشوايان دين و زيارات آنها و حج مندوب و ساير خيرات و مبرات به شرط اينكه زائد بر ثلث نشود و وصيت مباح مانند وصيت بامور مباحة كه جنبه عباديت نداشته باشد و جزو خيرات محسوب نشود و وصيت حرام مانند وصيّت ببناء مراكز فساد از سينما و تآتر و كاباره و بناء معابد مذاهب باطله و اعانه بظلمة و نحو اينها كه وصيت به اين امور نافذ نيست و وصيى نبايد به آنها عمل كند و وصيت مكروه مانند وصيت ببناء قبر و ساختمان روى قبور مگر قبور ائمه طاهرين و امام زادگان و علماء اعلام .
و وصاياى عهديه عبارت است از توصيه بعبادات و مواعظ و نصايح و شهادت بامور اعتقاديه كه اكثر در وصاياى پيغمبر اكرم و ائمه طاهرين و علماء عاملين مشاهده مىشود و وصيت بعتق و وقف و امثال اينها و از اين قبيل است جعل قيم براى صغار اگر موصى پدر يا جد پدرى باشد و وصيت بتعيين محل دفن و غسل دهنده و نماز گزارنده و كيفيت تجهيز و نحو اينها .
كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ
اين كتب در اين آيه مانند آيه قصاص نيز بمعنى فرض نميباشد بلكه بمعنى جعل است كه اعطاء حق به مالك باشد يعنى حق دارد و ميتواند در مال خود وصيت كند ، و البته اين جعل بلسان ترغيب و تحريص است كه ميتوان گفت مستحبّ مؤكّد است .
و حضور موت مراد ظهور آثار آنست كه بواسطه كبر سنّ يا حدوث مرض