1 - مراد از اسلام اعتقاد بجميع عقائد حقّه است و هر چند ابراهيم و اسمعيل معتقد بودند ولى ثبات و استمرار بر آن را درخواست مينمودند چنانچه در
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
گفته شد .
2 - مراد از اسلام خلوص در عبادت و توجه بمبدء است چنانچه در آيه ديگر ميفرمايد :
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً
« 1 » 3 - مراد از اسلام مطلق اطاعت و امتثال نسبت بجميع اوامر الهى است .
ولى آنچه به نظر ميرسد اينست كه مراد از مسلم در اينجا صاحب مقام تسليم است كه فوق مقام رضا و توكل و صبر است زيرا صبر عبارت از تحمل مشاق عبادت و ترك معصيت و بلا مىباشد بدون اينكه بيتابى و ناسپاسى كند و توكل واگذار نمودن كارها بخداست يعنى مطابق دستور او رفتار كند و اعتماد به او نمايد و رضا موافقت طبع و ميل با مشيت و اراده حق است يعنى هر چه خدا براى او بخواهد خوشنود باشد و تسليم اينست كه خودى در ميان نه بيند و ميلى در نفس نيابد بلكه خود و اراده و ميل خود را فانى در اراده حق به بيند و بمرتبه
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« 2 » برسد و اين مقام خاصان درگاه احديت و مقربان پيشگاه ربوبيّت مىباشد و لذا حضرت ابراهيم و اسمعيل اين مقام را از خداوند براى خود و بعض از ذريه خود مسئلت مينمايند زيرا كه من در
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ
براى تبعيض است و شامل جميع ذريه نميشود چون ميدانند همه ذريه آنها لايق اين مقام نبوده و به آن نخواهند رسيد و ميان آنها مشركان و بت پرستان و ستمكاران ميباشند چنانچه در آيه ديگر فرموده :
هامش
( 1 ) . سوره انعام آيه 79
( 2 ) . سوره دهر آيه 30