نه تورات يا انجيل ، بلكه استشهاد حضرت به آيه شريفه ،
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ
صريح در اين معنى است بنا بر اين قول بعضى از مفسرين كه گفتند مراد از كتاب انجيل ، و مراد از
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ
آن عده از نصارى حبشه و شامند كه با جعفر بمدينه آمدند و همچنين قول بعضى ديگر كه گفتند مراد از كتاب تورات و مراد از كسانى كه به آنها كتاب داديم عبد اللَّه سلام و ياران او ميباشند درست نيست براى اينكه مستند صحيحى براى اين گفتار نيست ، و استناد بمراعات نظم آيات هم مردود است زيرا چنانچه مكرر گفتهايم مراعات نظم در آيات قرآن معتبر نيست .
3 - در ذيل حديث اخير ، حق تلاوت را بتدبر در آيات و عمل به احكام قرآن تفسير مينمايد و به آيه شريفه
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ
« 1 » استشهاد ميفرمايد كه صريح است بر اينكه غرض اصلى از انزال قرآن تدبر در آيات آنست و در صدر حديث حق تلاوت كه تدبر در آيات قرآن است بامور هشتگانه تفسير نموده : ترتيل در قرآن ( شمرده تلاوت نمودن ) فهم معانى ، عمل به احكام و اميدوارى بوعدهها ، ترسيدن از وعيدها ، عبرت گرفتن از قصص و حكايات ، اطاعت اوامر و ترك نواهى آن 4 - مراد از جمله ما هو و اللَّه حفظ آياته تا اضاعوا حدوده تعريض به كسانى است كه صرفا بقرائت ظاهرى و تجويد آن اكتفاء نموده و تعداد آيات و حروف آن را حفظ ميكنند ولى حدود و احكام آن را ضايع ميسازند ، و اين امور اگرچه در حدّ خود داراى فضيلت است لكن حق تلاوت نيست و اگر با تدبر در آيات قرآن توأم نباشد فايدهء ندارد .
5 - مراد از «
وقوف عند ذكر الجنة و النار
» كه در حديث دوم است اينست كه
هامش
( 1 ) . سوره ص آيه 28