و نيز از آن حضرت روايت شده كه فرمود « 1 »
« من ظلم سلط اللَّه عليه من يظلمه او على عقبه او على عقب عقبه ، قال الراوى هو يظلم فيسلط اللَّه على عقبه او على عقب عقبه قال فانّ اللَّه تعالى يقول
وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً
« 2 »
( كسى كه ستم كند ، خدا بر او مسلّط كند كسى كه او را ستم نمايد و يا بر فرزند او يا بر فرزند فرزند او ، راوى گفت عرض كردم او ستم نموده خدا بر فرزند او و بر فرزند فرزند او مسلّط مينمايد ؟ فرمود خداى تعالى ميفرمايد بايد بترسند كسانى كه پس از خود فرزندان خردى ميگذارند و بر آنها ميترسند « يعنى بترسند از اينكه بر فرزندان ديگران ستم كنند » پس درباره فرزندان ديگران از خداى بترسند و گفتار صواب و درست درباره آنها بگويند )
سؤال
آيا اين منافى با عدل نيست كه شخصى ستم كند و از فرزندان و نوادهگان او انتقام بگيرند با اينكه خداوند در قرآن ميفرمايد
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
« 3 » ( بردارندهاى گناه و بار ديگرى را برنميدارد ) ؟
« جواب »
انتقام از اعقاب و فرزندان ظالم از سه وجه ممكن است باشد :
وجه اول اينكه فائده ظلم پدران به آنها رسيده باشد مثل اينكه اموالى را پدر غصب نموده و فرزند ميداند ولى به صاحبش رد نميكند ، بلكه مورد استفاده و تصرّف قرار ميدهد وجه دوم اينكه بفعل پدران راضى باشند كه بمفاد
« الراضى بفعل قوم كالداخل فيهم »
مورد انتقام قرار خواهند گرفت
هامش
( 1 ) . كفاية الموحدين باب العدل
( 2 ) . سوره نساء آيه 10
( 3 ) . سوره انعام آيه 164