تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
خزاعى از اصحاب خاص امير المؤمنين عليه السّلام كه زياد آنها را گرفت و امر كرد كه على عليه السّلام را سبّ نمايند و امتناع نمودند و آنها را مصلوب و مقتول نمود ، و مرحوم مجلسى ( ره ) شرح مفصل قصه آنها را در نهم بحار ذكر فرموده به آنجا مراجعه شود و حضرت صادق عليه السّلام فرمود « ما منع ميثم من التقيّة فو اللَّه لقد علم انّ هذه الاية نزلت فى عمار و اصحابه الّا من اكره و قلبه مطمئنّ بالايمان » « 1 » و نيز در فقه گفته شده كه عملى كه از روى تقيه واقع شود صحيح است مانند وضوء منكوس و مسح بر خفّين ( كفشها ) و نماز كتف بسته و وقوف به عرفات و مشعر و امثال اينها در موردى كه مندوحه نباشد . بلكه اخبار بسيار در موضوع مدارات با مردم عموما و مدارات و حسن معاشرت با اهل سنّت و جماعت وارد شده چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود « قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم امرنى ربّى بمداراة الناس كما امرنى باداء الفرائض » « 2 » ( رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه پروردگار من مرا بمدارات با مردم امر فرموده چنانچه باداء واجبات امر فرموده ) و نيز فرمود « قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مداراة الناس نصف الايمان و الرفق بهم نصف العيش » ( رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود مدارات با مردم نيمى از ايمان و رفق و ملايمت با آنان نيمى از زندگى است ) و سپس حضرت صادق عليه السّلام فرمود « خالطوا الأبرار سرّا و خالطوا الفجار جهرا و لا تميلوا عليهم فيظلموكم فانّه سيأتى عليكم زمان لا ينجو فيه من ذوى الدين الّا من ظنّوا انّه ابله و صبر نفسه ان يقال انّه ابله لا عقل له » « 3 » ( با نيكان در پنهانى آميزش كنيد و با بدان در آشكارا معاشرت نمائيد و بتندى با آنان برخورد نكنيد كه بشما ستم كنند زيرا زمانى بر شما ميآيد كه از دينداران نجات نمىيابد مگر كسى كه گمان كنند ابله است و او بردبار و شكيبا باشد به اينكه به او ابله و بىخرد گفته شود ) و در وافى گفته « مداراة ملاينت با مردم و حسن معاشرت و صحبت با آنان
هامش
( 1 ) . بحار باب تقيه ( 2 ) . كافى كتاب الايمان و الكفر باب المداراة ( 3 ) . كافى كتاب الايمان و الكفر باب المداراة