و ثالثا در آياتى از قران ايمان را با بودن بعضى از معاصى محقق داشته مانند آيه
الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ
« 1 » ( كسانى كه ايمان آوردند و ايمانشان را بظلم نياميختند ) و آيه
ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
« 2 » ( و ايمان نميآورند بيشتر ايشان مگر اينكه مشركند ) كه مراد شرك از لحاظ عمل است و آيه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً
« 3 » ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد بسوى خدا بازگشت كنيد بازگشت از روى راستى ) و غير اينها از آيات ديگر بنا بر اين اصل ايمان همان عقد قلب بمعارف دينى و حقايق مذهبى است و پيداست كه نتيجه اعتقاد و ايمان به چيزى ملتزم شدن بلوازم آن است و اگر كسى بگويد بفلان امر مؤمن و معتقدم ولى در عمل خلاف ايمان خود رفتار كند كاشف از بىايمانى اوست جز اينكه ذهول و غفلت بر وى عارض شود ، و از اينجهت در بسيارى اخبار شخص معصيت كار را از ايمان خارج ميكنند چنانچه در كافى « 4 » از محمد بن حكيم روايت مىكند كه گفت خدمت حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام عرض كردم
« الكبائر تخرج من الايمان ؟ فقال نعم و ما دون الكبائر ، قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم لا يزنى الزانى و هو مؤمن و لا يسرق السارق و هو مؤمن »
( آيا گناهان كبيره انسان را از ايمان خارج مىكند ؟ فرمود بلى ، بلكه غير گناهان بزرگ هم انسان را از ايمان بيرون ميبرد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود زنا نميكند زناكار و حال آنكه مؤمن باشد و دزدى نميكند دزد و حال آنكه مؤمن باشد ) و نيز در كافى « 5 » از نعمان رازى روايت مىكند كه گفت شنيدم از حضرت صادق عليه السّلام
« من زنا خرج من ايمان و من شرب الخمر خرج من الايمان و من افطر يوما من شهر رمضان متعمّدا خرج من الايمان »
( كسى كه زنا كند از ايمان بيرون
هامش
( 1 ) . سوره انعام آيه 82
( 2 ) . سوره يوسف آيه 106
( 3 ) . سوره تحريم آيه 8
( 4 ) . كتاب الايمان و الكفر باب الكبائر
( 5 ) . كتاب الايمان و الكفر باب ان الايمان مبثوث لجوارح البدن كلها