تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1452

مساهمون:

ص١٤٥٢
مثالش شمس فخرى گويد : شعر « 1 »
چون بود راستى معدلتش * چه برآيد ز پله و ناره

ناوه

- [ بفتح واو « 2 » ] در نسخهء وفائى تبشى « 3 » چوبين باشد و اين بيت خجسته را شاهد آورده : بيت
برگير كلند « 4 » و تبر و تيشه و ناوه * تا ناوه كشى « 5 » خار كنى گرد بيابان *
اما شمس فخرى بمعنى لاك گل‌كشى « 6 » آورده و گفته : شعر « 1 »
فلك چون گل كشد بر بام قصرش * پذيرد زان هلالش شكل ناوه
« 7 » و مطلق لاك نيز باشد چنان كه حكيم سنائى فرمايد : [ بيت ]
صحن حلوا و مرغ و ناوهء نان * بختهء * پخته برهء بريان
و در شرح سامى فى الاسامى بمعنى ظرفى كه در آن خمير كنند [ 1 ] و نيز بمعنى آنچه بدان گندم و جز آن از دول در آسيا رود بوقت آس كردن آمده و در ادات الفضلاء بمعنى جويك پشت نيز آمده [ 2 ] و در مؤيد بمعنى « 7 » آن چوب * خالى كرده كه تير ناوك در آن نهند و بيندازند . و نام مقامى . و چادر شب كهنه نيز آمده .

نايژه

- در نسخهء وفائى گلوگاه باشد . مثالش حكيم انورى گويد : شعر « 1 »
گر نايژهء ابر نشد پاك « 8 » بريده * چون هيچ عنان باز نپيچد سيلان را
و ديگر بمعنى لولهء ابريق و امثال آن نيز آمده مثالش شاعر گويد : شعر « 1 »
از غم كلك تو شد كشت امانى سيراب * آن نه كلكست مگر نايژهء جود و سخاست
و در تحفه بمعنى نى مجوف كه جولاهان ريسمان
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - « س » : راء . ( 3 ) - « س » : بيشه ؛ « ك » : نيشه ؛ نسخ ديگر : تيشه . ( متن از برهانست ) . ( 4 ) - اصل : كنند . ( متن تصحيح قياسيست ) . ( 5 ) - « س » : با ناوه كسى ؛ « الف » : با . . . ( متن از « ك » است ) . ( 6 ) - « س » : كسى . ( 7 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 8 ) - « س » : ناك .
( 1 ) لاك . لاوك . ( 2 ) ناو . و برهان جويك پشت آدمى و دانهء گندم و هستهء خرما گويد . و معنى بدن مكتسبى كه قالب روح باشد ( برساختهء فرقهء آذركيوان درين معنى . حاشيهء برهان ) نيز دارد .