تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1115

مساهمون:

ص١١١٥
باشد و فخر الدين گرگانى در ويس و رامين آورده كه كوسان در زمان شاه موبد « 1 » بود كه برادر بزرگ رامين است و بعد از او رامى پادشاه شد و گفته : [ بيت ]
شهنشه گفت با كوسان نايى * زهى شايسته كوسان نوائى

كپان « 2 »

- [ بتخفيف و تشديد باء ] قپان باشد كه كرستون و كرستوان نيز گويند [ 1 ] . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت « 3 »
به صد من كپانى برافراختند * در آن سنگ همسنگش انداختند

كدين

- [ بضم كاف و كسر دال ] همان كدنگ مرقوم . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت
نگه دار اندرين آشفته بازار * كدين گازران از طبل عطار
و از اين دو بيت نزارى بمعنى پتك ظاهر مىشود [ 2 ] : بيت
اگر پيشانيى دارى چو سندان * نه پيچى از كدين رمز ما روى
و هم او گويد [ 3 ] . بيت
پنداشتم كه زير كدين مجاهده * سندان روزگار بتوش و توان « 4 » دهم

كريغتن

- [ بغين معجمه ] به وزن و معنى گريختن باشد و بكاف فارسى [ 4 ] نيز به نظر رسيده .

كتايون

[ بفتح كاف و ضم ياى حطى ] نام دختر قيصر روم كه در حبالهء گشتاسب بود و اسفنديار از اوست . مثالش معزى گويد [ 5 ] : بيت
چونان كه شاه سنجر نازد ز طلعت تو * اسفنديار نازد از طلعت كتايون

كراخان

- نام پسر مهتر افراسياب [ 6 ] .
هامش
( 1 ) - « س » : مويد . ( 2 ) - « س » : كبان . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - « س » : نوان .
( 1 ) معرب آن قبان . قسطاس . ( 2 ) برهان اين معنى را ندارد . ( 3 ) يعنى : نزارى . ( 4 ) يعنى : گريغتن . و برهان كريفتن آورده و آن استوار نيست . ( 5 ) برهان كتابون ضبط كرده است با اشاره به ضبط سرورى به صورت كتايون . ( 6 ) قراخان ( شاهنامه ) .