باشد و فخر الدين گرگانى در ويس و رامين آورده كه كوسان در زمان شاه موبد « 1 » بود كه برادر بزرگ رامين است و بعد از او رامى پادشاه شد و گفته :
[ بيت ]
شهنشه گفت با كوسان نايى * زهى شايسته كوسان نوائى
كپان « 2 »
- [ بتخفيف و تشديد باء ] قپان باشد كه كرستون و كرستوان نيز گويند [ 1 ] .
مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت « 3 »
به صد من كپانى برافراختند * در آن سنگ همسنگش انداختند
كدين
- [ بضم كاف و كسر دال ] همان كدنگ مرقوم . مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت
نگه دار اندرين آشفته بازار * كدين گازران از طبل عطار
و از اين دو بيت نزارى بمعنى پتك ظاهر مىشود [ 2 ] :
بيت
اگر پيشانيى دارى چو سندان * نه پيچى از كدين رمز ما روى
و هم او گويد [ 3 ] .
بيت
پنداشتم كه زير كدين مجاهده * سندان روزگار بتوش و توان « 4 » دهم
كريغتن
- [ بغين معجمه ] به وزن و معنى گريختن باشد و بكاف فارسى [ 4 ] نيز به نظر رسيده .
كتايون
[ بفتح كاف و ضم ياى حطى ] نام دختر قيصر روم كه در حبالهء گشتاسب بود و اسفنديار از اوست . مثالش معزى گويد [ 5 ] :
بيت
چونان كه شاه سنجر نازد ز طلعت تو * اسفنديار نازد از طلعت كتايون
كراخان
- نام پسر مهتر افراسياب [ 6 ] .
هامش
( 1 ) - « س » : مويد .
( 2 ) - « س » : كبان .
( 3 ) - « س » ندارد .
( 4 ) - « س » : نوان .
( 1 ) معرب آن قبان . قسطاس .
( 2 ) برهان اين معنى را ندارد .
( 3 ) يعنى : نزارى .
( 4 ) يعنى : گريغتن . و برهان كريفتن آورده و آن استوار نيست .
( 5 ) برهان كتابون ضبط كرده است با اشاره به ضبط سرورى به صورت كتايون .
( 6 ) قراخان ( شاهنامه ) .