اديبان « حروف علت » گويند « 1 » .
وسنى : دو زن باشد يا بيشتر كه يك شوى دارند هر يك از ايشان وسنى آن ديگر است « 2 » .
وشى : سرخ باشد ) .
فصل ياء « 3 »
يارى : دو زن را گويند كه دو برادر ايشان را خواسته باشند . رودكى گفت :
بيت « 4 »
چه نيكو سخن گفت يارى به يارى * كه تا كى كشم از خسر ذل و خوارى « 5 »
يك بسى : يعنى يكبارگى . بوشكور گفت :
بيت « 6 »
بخيلى « 7 » مكن جاودان يك بسى * بدين آرزو چون منم خود رسى
* * * پايان نسخهها نسخهء ط : كتبه العبد الضعيف الى اللّه الغنى الكاتب سيد على بن [ سيد ] عبد العلى الحسينى سنهء 100 عشرين ( كذا ) الى هجرة النبى صلى اللّه عليه و سلم .
پايان نسخهء « د » : تم بعون اللّه الملك المنان .
پايان نسخهء « ك » : اشكره - مرغان . . . ( صفحات آخر كتاب افتاده است )
هامش
( 1 ) - براى شاهد رجوع بحاشيهء لغت « پشتوان و پشتيوان » شود
( 2 ) - شاهد « وسنى » در وفائى :
[ عسجدى گفته :دوستانم همه مانندهء وسنى شدهاند * همه ز آنست كه با من نه درم ماند و نه سيم ( « لف 523 » : نه زر] ( 3 ) - د : فقط « ى »
( 4 ) - د : شاهد را ندارد
( 5 ) - رجوع بلغت « يار » شود
( 6 ) - د : شاهد را ندارد
( 7 ) - ط : بچنگ ( و رجوع به « لف 527 » شود )