فصل ژى « 1 »
ژغند : بانگى تند بود كه « 2 » ( ددان كنند ) . رودكى « 3 » گفت :
بيت
كرد رو به « 4 » يوزوارى يك ژغند * خويشتن را شد بدر « 5 » بيرون فكند
و در بعضى نسخها « زغند » بزاى « 6 » معجم مسطور است و مخصوص ببانگ « 7 » يوز است « 8 » ژند : تفسير « 9 » باشد .
فصل سين « 10 »
ستاوند « 11 » : چون صفه باشد برداشته بستونها « 12 » .
طيان گفت :
بيت
جهان جاى بقا نيست به آسانى بگذار * بايوان چه برى رنج « 13 » و بكاخ و بستاوند « 14 »
ستن آوند « 15 » : صفه باشد بيك ستون برداشته .
شاعر گفت :
بيت
چه برى رنج بكاخ و ستن آوند « 16 » * چون جهان را « 17 » نبود هيچ بقائى « 18 » ( كذا )
( سمند « 19 » : رنگيست اسب را سپند ( ؟ ) « 20 » از زرده .
منجيك گفت : [ بيت ]
در آن زمان كه بر ابطال تيره « 20 » گون گردد * همه كميت « 21 » نمايد ز خون سياه سمند « 22 »
و سوزنى گفت : [ بيت ]
قاعدهء بزم ساز بر گل و نقل و نبيد * كز سفرت سوده « 23 » شد نعل كميت و سمند )
سند : « 24 » حرامزاده بود « 25 » . ( منجيك گفت :
[ بيت ]
اى سند چو استر چه نشينى تو بر استر * چون خويشتنى « 26 » را نكند مرد مسخر ) « 27 »
سيلابكند : « 28 » آب سيل باشد كه در دامن كوه بايستد . بهرامى گفت :
بيت
چگونه راهى راهى درازناك « 29 » عظيم * همه سراسر سيلابكند « 30 » و خاره و « 31 » خار
هامش
( 1 ) - ك : عنوان را ندارد
( 2 ) - ك : بانگ سهمگين باشد - داخل دو هلال از « د »
( 3 ) - د : رودكى
( 4 ) - ط : با او / د : راوبه
( 5 ) - ط : شد به دو / تند چون / « لف 89 » ز شد بدان / ضبط اين بيت در « ك » مانند « ط » است و فقط جاى دو مصراع عوض شده و بجاى « ژغند » ، « زغند » آمده .
( 6 ) - ط : ژغند برائى
( 7 ) - بانگ بور
( 8 ) - د . معجم و مخصوص است ببانگ يوز
( 9 ) - د : نفير
( 10 ) - ك : از « و در بعضى » تا « ستاوند » ندارد
( 11 ) - ك : سناوند
( 12 ) - د : بستونها برداشته - ك : سفهء [ ظ : صفهء ] پيش برداشته باشد كه در وى ستونها باشد
( 13 ) - ط : « و » ندارد
( 14 ) - ك : بيت شاهد را ندارد
( 15 ) - ط : ستن اورند / ك : اين لغت را ندارد
( 16 ) - ط : بستاوند
( 17 ) - د : « را » ندارد
( 18 ) - ظاهرا اين بيت كوتاه شدهء بيت طيان است كه بشاهد « ستاوند » پيش ازين آمده تا شاهدى براى « ستن آوند » درست كرده باشند .
( 19 ) - ط / ك : اين لغت را ندارد
( 20 ) - وفائى : « سيرتر »
( 21 ) - « لف 100 » : گويت
( 22 ) - د :
كمند
( 23 ) - كل لعل سيمبر - دكر سفرت سنوده ( متن از دهخدا در حاشيهء نسخه )
( 24 ) - ط : سند ( بدون كسره )
( 25 ) - د : باشد / ك : « بود » ندارد
( 26 ) - د : خويشتن ( متن از « لف 93 » )
( 27 ) - داخل دو هلال فقط در « د » آمده
( 28 ) - ط : « كند » ندارد / ك : اين لغت را ندارد
( 29 ) - ط : در اروپاك عظيم « لف 101 » :
دراز نازك و عظيم
( 30 ) - ط : سيلاب كند
( 31 ) - ط : « و » ندارد