بيت
بود « 1 » مرد دانا بگاه نبرد * تنومند و آزاده « 2 » و رخ چوورد « 3 »
فصل جيم « 4 »
جغد « 5 » : كوف بود يعنى ( نوعى از « 6 » ) بوم و به زبان آذربايجان « 7 » « كنگر « 8 » » خوانند .
( در ويرانها باشد ) « 9 » . حكيم « 10 » فردوسى گفت :
بيت
چنين گفت « 11 » داننده دهقان سغد « 12 » * كه بر نايد از خايهء « 13 » باز جغد
و حكيم « 14 » انورى گفت :
حبذا عرصهء « 15 » ملكى كه درو جغد « 16 » همى * بىدريغا نبرد آرزوى « 17 » ويرانى « 18 »
فصل خاء « 19 »
خرد « 20 » : خره « 21 » و گل « 22 » باشد . خسروى گفت :
بيت
آن « 23 » كجا سرت بركشيد بچرخ « 24 » * باز ناگه فرو بردت « 25 » بخرد « 26 »
خرند : « 27 » گياهى باشد « 28 » كه باشنان ماند در « 29 » خراسان آن را « 30 » شخار « 31 » گويند و قليا « 32 » از آن سازند و گازران و رنگريزان « 33 » به كار دارند « 34 » . ابو شكور « 35 » گفت :
بيت
تذرو تا « 36 » همى اندر خرند خايه نهد * گوزن تا همى « 37 » از شير پر كند « 38 » پستان « 39 »
خشينبند : نام مرغ موشخوار است « 40 » . فرخى گفت :
بيت
تا « 41 » نبود چون هماى فرخ كركس * تا « 42 » كه نباشد نظير « 43 » باز خشينبند « 44 »
فصل دال « 45 »
دژند : « 46 » تند شده باشد « 47 » .
دغد : بضم دال عروس باشد .
هامش
( 1 ) - د : به دو
( 2 ) - ط : آزادهء و
( 3 ) - ك : شاهد و گويندهء آن را ندارد
( 4 ) - ك : عنوان را ندارد
( 5 ) - ط : چغد
( 6 ) - داخل دو هلال فقط در « د » آمده
( 7 ) - د : اذربيحان / ك : آذربايجان
( 8 ) - « لف 86 » :
« كنگر » و در حاشيه : « كبكو »
( 9 ) - داخل دو هلال فقط در « د » آمده
( 10 ) - د : « حكيم » ندارد
( 11 ) - د : « گفت » ندارد ( در حاشيه : گفت )
( 12 ) - ط / د : سعد
( 13 ) - ط : خانه
( 14 ) - د : « حكيم » مكرر
( 15 ) - د : جهدا غصه ( در حاشيه : حبذا عرصه )
( 16 ) - ط : چغد
( 17 ) - ط : ارزوئى
( 18 ) - ك :
دو شاهد را ندارد
( 19 ) - ك : عنوان را ندارد
( 20 ) - ك : خرد
( 21 ) - ك : ندارد
( 22 ) - د : دكل ( در حاشيه : و گل )
( 23 ) - ط / د : از
( 24 ) - د : بر چرخ بركشيد ( در حاشيه : آن كجا سرت بركشيد بچرخ )
( 25 ) - ط : بودت
( 26 ) - ك : مثال را ندارد
( 27 ) - اين لغت در نسخهء « ك » مقدم بر لغت « خرد » ذكر شده با ضبط : « خرند » / استاد فروزانفر : « گياهى است شبيه بدرمنه سبز مايل بسياهى آبناك كه در حدود طبس آن را ( اشلوم ) گويند و از تقطير آن قليا و شخار بدست مىآيد »
( 28 ) - ك : گياهيست
( 29 ) - د : به
( 30 ) - ك : او را
( 31 ) - ط / ك : شخا
( 32 ) - هر سه نسخه : قليه ( متن از دهخدا در حاشيهء « د » )
( 33 ) - د / ك : رنگرزان
( 34 ) - ك : آرند
( 35 ) - ط : بوشكور
( 36 ) - ط : با
( 37 ) - ط : ماهى
( 38 ) - د : شر ( در حاشيه : شير پر ) - ط : شير بر
( 39 ) - د : بستان / ك : بيت شاهد و گويندهء آن را ندارد
( 40 ) - ك :
اسم مرغ گوشت رباست / د : مرغيست كه موش ربايد ( دهخدا در حاشيه نوشتهاند : گمان مىكنم خشين صفت باز است و بند بمعنى موش ربا . تحقيق شود )
( 41 ) - د : « تا » ندارد
( 42 ) - د : همچو
( 43 ) - ط : باشد جون نظير ( اين بيت در اين كتاب پيش از اين بشاهد لغت « پند » آمده رجوع شود بلغت پند )
( 44 ) - ك : شاهد را ندارد
( 45 ) - ك : عنوان را ندارد
( 46 ) - ك : دژنده
( 47 ) - ك : تند و خشم شده باشد ( ظ : خشمگين شده )