به مقتضاى اين قانون ، اى بسا با ايجاد مرضى در بدن ، بيمارى ديگرى از بين برود و چنين امرى در طبيعت بدن ، بر اساس نظمى خاص صورت مىگيرد ؛ يعنى امراضى به خصوص هستند كه اگر ايجاد شوند ، انواع ويژهاى از مرض را اگر در بدن باشند از بين مىبرند كه به نمونههايى از اين امراض كه بيمارى از آنها به مرض ديگر منتقل مىشود ، اشاره مىكنيم :
« اگر شخصى كه در قسمت بالاى بدنش [ چون مغز و چشم و گوش ] دچار مرضى باشد ، وقتى اسهال بگيرد ، آن مرض از او دفع مىشود » « 1 » .
« تب ربع ، باعث شفايى از امراضى چون صرع ، نقرس ، دوالى ، اوجاع مفاصل ، جرب و تشنج مىباشد ؛ زيرا اين تب در اثر حرارت زياد و لرزى كه در بدن ايجاد مىكند ، مواد را از مواضعشان مىلغزاند و به تحليل مىبرد و به خاطر عرق زياد و طولانى كه در آن از بدن جارى مىشود ، مواد غليظه را مىپزاند و لذا اين توانايى را دارد كه امراض مذكوره را شفا دهد » . « 2 »
« بدان كه همانا برخى امراض هستند كه به مرضى ديگر منتقل مىشوند و بهبودى مىيابند و در اثر اين انتقال ، سلامتى حاصل مىشود [ چون معمولا مرضى كه به سوى آن انتقال يافته مىشود ، علاجى آسان دارد يا خودبهخود پس از مدتى بهبود مىيابد ] . . . و چنين است ذرب كه نوعى اسهال است براى رمد » . « 3 »
به گزارش حكيم ارزانى دربارهء اين قانون توجه كنيد :
« ششم : آنكه عارض شود يرقان از دفع طبيعت بر سبيل بحران امراض طحال . و علامت وى آن است كه عقب امراض طحال پديد آيد و از وقوع وى خفت و راحت رو نمايد » « 4 » .
هامش
( 1 ) . همان ، ص ؟ ؟ ؟
( 2 ) . تحفهء سعديه ، صص 290 و 292 .
( 3 ) . القانون فى الطب ، ؟ ؟ ؟
( 4 ) . طب اكبرى ، ص ؟ ؟ ؟