آنها مانع دفع است و بايد ابتدا از محل خود خودكنده شوند . و نضج ، عبارت است از انجام اين اعمال توسط طبيعت . « 1 »
حكيم ارزانى به اين قانون اينگونه اشاره كرده است : « بالجملة ، ماده اين مرض ( قمل الاجفان ) رطوبت عفنه بلغمى است كه پس از نضج ، طبيعت وى را به ناحيه جلد و به سوى اصل موى دفع كند به واسطهء مكروه داشتن طبيعت عفونت و وسخيّت آن ماده را « و لا يخفى ان اصول الشعر مواضع معدّة لقبول الفضول التى منها يغتذى الشعر » « 2 » .
و در جاى ديگر مىگويد : « هفتم ، آنكه طبيعت اندكاندك قوت همى گيرد و ماده مرض را همى پزد به تدريج و به مدتى ، تمامى ماده را دفع سازد بىظهور تغيّر عظيم و اين نوع تغيّر را « تحليل » گويند « 3 » .
و باز همو گويد : « قسم ششم : آنكه بدن ممتلى شود از اخلاط خام بلغمى و بدان سبب مستغنى گردد از اغذيه ؛ زيرا كه تا طبيعت از اصلاح و نضج و تحليل اين اخلاط فجه فارغ نشود و آن را بدان ما يتحلل نسازد ، اعضا درخواست نمىكند غذا را از عروق به امتصاص و نه عروق از معده » « 4 » .
دوّم : قانون « دفع از أشرف به أخسّ » :
أشرف ، يعنى عضو شريفتر و أخس ، يعنى عضو پستتر . گفتنى است كه در بدن انسان ، عضو پست و بىارزش وجود ندارد و همگى شريف هستند ، امّا مسلما برخى اعضاء هستند كه نسبت به ديگرى برترى دارند . و طبيعت ، هرگاه مرضى در عضوى بيفتد ، اگر نتواند « 5 » آن مرض را دفع كند ، مادهء آن را به عضوى كه پستتر است دفع مىكند و اى بسا آن عضو خود خيلى شريف باشد امّا نسبت به اين عضو ، پستتر است .
ذكر نمونههايى از جريان اين قانون در بدن توسط طبيعت :
هامش
( 1 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص ؟ ؟ ؟ ؟ .
( 2 ) . طب اكبرى ، ص ؟ ؟ ؟
( 3 ) . همان ، ص ؟ ؟ ؟
( 4 ) . همان ، ص ؟ ؟ ؟
( 5 ) . در بخشهاى آينده ، از علل ضعف طبيعت و امور تقويتكنندهء آن به تفصيل سخن خواهيم گفت .