طبيعت ، به طور كلى حرارت معتدل و مناسب را دوست دارد و چندان ميانهاى با برودت ندارد ؛ چنانچه عقيلى مىگويد كه برودت ، ميرانندهء قوا و مضعف طبيعت است . « 1 »
ابن سينا دربارهء اين قاعده چنين مىگويد :
« حرارت ، دوست طبيعت است و لذا افراط در تسخين سوء مزاجات بارده ، چندان ضرر ندارد كه افراط در تبريد سوء مزاجهاى حارّه دارد » . « 2 »
طبيعت به شيرينى نيز تمايل دارد كه به نظر مىرسد منشأ آن حرارت دوستى طبيعت است . عقيلى شيرينى دوستى طبيعت را چنين بيان مىكند : « طبيعت و قوّت كبدى به سبب كمال رغبت و ميلى كه به شيرينى دارند ، به زودى آن را جذب مىنمايند » . « 3 » و نيز :
« شيرينى مطلق هرچند ملايم بدن و مرغوب طبيعت است و ليكن بعض آنها گاه است كه ملايم بعض مردم نيست بلكه مضر است ؛ مانند عسل كه محدث قولنج است در بعض مردم قرشى گفته : جماعتى را قولنج به هم رسيد از خوردن عسل و ديده شد كه بعضى كه بار چيز ديگر عسل را خوردند ايشان را تهوّع و قى مفرط به هم رسد » . « 4 »
پنجم : قانون « اشتغال و غفلت » :
متن اين قانون ، همان است كه عقيلى مىگويد :
« لازمهء طبيعت است كه چون به جهتى و جانبى و امرى اشتغال تامّ نمايد ، از ديگر امور بازمىماند » . « 5 »
و در جاى ديگر مىگويد :
« توجه طبيعت به دو جهت و دو امر نمىتواند بود . از توجه آن به يك طرف ، لا محاله ضعف و فتور به طرف ديگر هم مىرسد » . « 6 »
هامش
( 1 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص ؟ ؟ ؟ .
( 2 ) . قانون ، چاپ دار الصادر ، ج 1 ، ص 191 .
( 3 ) . خلاصة الحكمة ، ص 1145 .
( 4 ) . همان ، ص 786 .
( 5 ) . همان ، چاپ سنگى ، ص ؟ ؟ ؟
( 6 ) . همان ، ص ؟ ؟ ؟