در مورد گونهء
C . olitorius
برگهاى آن را به عنوان تونيك و مدّر ، در موارد التهاب و عفونتهاى مثانه و گاهى با عوارض ثانوى التهاب ، عفونت كليه ، پروستات و مجراى ادرار « 1 » توأم مىشود ، سوزاك و كمى ترشح ادرار توأم با درد تجويز مىكنند . دمكردهء برگهاى آن تببر و تونيك است . دانههاى آن مسهل است و ميوهء آن داراى مقدار قابل ملاحظهاى ويتامين
C
مىباشد .
از گونه
C . trilocularis
از تخم و دانههاى گياه به عنوان تببر و در موارد انسداد مجارى پشت و كمر خورده مىشود و لعاب تخم آن نرمكننده است
[ G . I . M . P ]
.
و امّا در چين و ساير مناطق خاور دور بيشتر از گونه
C . capsularis
استفاده مىشود . از جوشانده برگهاى گياه براى معالجهء اسهال خونى و تسكين سرفه و همچنين يك تونيك تلخ براى بچهها استفاده مىشود [ بركيل و هانيف ] . از لهشدهء برگهاى آن به صورت ضماد براى معالجهء جوش ، كورك و آبسه استفاده مىشود [ ريدلى ] . و همچنين از اين ضماد براى تسكين سردرد نيز روى پيشانى مىگذارند . در فيليپين از تخم آن به صورت گرد يا به صورت جوشانده به عنوان تونيك ، تببر و بادشكن تجويز مىشود [ گررو ] . از گلهاى آن براى قطع خونريزى از بينى و از ميوهء آن براى معالجهء ناراحتىهاى مثانه و همچنين براى تحليل ورم و آبسه مصرف مىكنند .
از نظر صنعتى كاربرد اصلى و عمدهء اين گياهان بخصوص چند گونهء آنها توليد كنف مىباشد كه از الياف ساقههاى آنها گرفته مىشود .
در فارسى به گياه ديگرى نيز كنف گفته مىشود . اين گياه از خانوادهء خطمى است
Malvaceae
و نام علمى آن
Hibiscus cannabinus L .
مىباشد . اسامى فارسى ديگرى كه در كتب مختلف براى اين گياه آمده است « شاهدانهء مصرى » ، « شاهدانهء صحرايى » ، « قنّب برّى » ، « كنف » و « كنب » مىباشد . اين گياه يك گياه ليفى است و نوعى از آنكه آن را « بنگ كنف » نيز مىگويند همان شاهدانه و شاهدانه هندى معروف است كه بهطور مفصل در جلد اول اين مجموعه شرح آن آمده است .
اين گياه را به فرانسوى
Jute b tard
و به انگليسى
Deccan Hemp
گويند .
مشخصات
گياهى است بوتهاى ساقههاى آن پوشيده از خار مىباشد . برگهاى آن پهن پنجهاى
هامش
( 1 ) .Chronic cystitis