و انواع كوليك مصرف داخلى داشته و در استعمال خارجى براى دفع طفيلى پوست بدن و بيمارىهاى جلدى نظير جرب تجويز مىشده است .
حكماى طب سنتى ايرانى گياه لفاح را از نظر طبيعت سرد و خشك مىدانند و معتقدند كه كمى حرارت در آن وجود دارد . از نظر خواص معتقدند كه گياه لفاح و ريشهء آن مخدّر و تسكيندهندهء حرارت و غليان خون و صفرا ، قابض ، سكرآور و خوابآور است . مضمضه دمكردهء گياه براى تسكين درد دندان مفيد است و اگر 1 - 9 / 0 گرم از گرد پوست ريشهء آن با آب و عسل مخلوط و خورده شود براى رفع بىخوابى ، خفقان گرم ، اسهال خونى و ادرار خونى نافع است . ضماد برگ آن با آرد جو براى تحليل ورمهاى گرم و تومورهاى خنازيرى مفيد است . خوردن 2 گرم از تخم آن براى برافروخته شدن رنگ چهره در حدى كه مانند سرخى چهره پس از يك حمام خيلى گرم باشد ، استفاده مىشود .
مقدار خوراك از گرد ريشهء آن هربار نبايد از 9 / 0 - 5 / 0 گرم تجاوز كند و خوردن در حدود 7 گرم از آن ايجاد اختلال مشاعر و استفراغ و چرت و در نهايت امر موجب هلاكت مىشود . به دلايل فوق مصرف اين دارو بايد با تجويز و نظارت پزشك باشد و اگر اتفاقا مسموميتى از خوردن اين دارو حاصل شده باشد بايد فورا به پزشك اطلاع داد و تا رسيدن پزشك فورا از محلول روغن و عسل و سداب و انيسون و خردل كه محلول قىآور شديدى است استفاده شود يا حد اقل مقدارى آب خورده شود .
زياد بوييدن گياه بخصوص بوييدن گونهاى از گياه كه داراى برگ روشن مايل به سفيد است موجب سكته مىشود . سابقا از ريشهء گياه به جاى اتر براى بىهوش كردن بيمار استفاده مىشده است كه فعلا متروك شده است .
در روزگاران قديم در مورد خواص غريبهء اين گياه داستانهاى اغراقآميزى نقل مىشده و مردم معتقداتى در حد خرافات داشتهاند بهطورى كه براى رفع هرگونه ناراحتىهاى روانى و عشقى به اين گياه متوسل مىشدند و عدهاى شياد از اين امر سوء استفاده مىكردند . به همين دلايل اين گياه به نام مهرگياه و مردم گياه معروف شده است . خواص دارويى گياه و ريشهء آن طبق تجربيات حكماى طب سنتى 5 - 4 سال مىماند .
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: حسين مير حيدر
ص٣٦٢