لفاح
به فارسى « مهرگياه » ، « مردم گياه » و « سگكش » و در كتب طب سنتى با نامهاى « لفّاح » ، « شابيزك » ، « شابيزج » و « مغد » نامبرده شده . ريشهء لفاح را « يبروح الصنم » يا « يبروج سريانى » گويند . گياه لفاح را به فرانسوى
Mandragore
و به انگليسى
Mandragora
،
Mandrake
و
Devil's apple
و
Satan's apple
نامند . گياهى است از خانوادهء بادنجان
Solanaceae
نام علمى آن
Mandragora officinarum L .
و مترادف آن
Mandragora autumnalis Spreng .
مىباشد .
توضيح : لغت شابيزك در برخى اسناد براى بلادون « 1 » ذكر شده كه آن گياه ديگرى است و شرح آن جداگانه در اين كتاب آمده است .
مشخصات
لفاح گياهى است علفى بدون ساقه كه كليهء قسمتهاى آن سمّى است . برگهاى آن بزرگ و پهن با بو و طعم نامطبوع . ريشهء آن ضخيم گوشتى كه معمولا دو شاخه دارد .
گلهاى آن بزرگ متعدد به رنگهاى آبى ، بنفش ، سرخ ، سفيد ، كه معمولا در وسط برگها ظاهر مىشود و در شبها درخشش دارد . ميوهء آن متورم و گوشتى از نظر ظاهر شبيه بادنجان ، مدوّر و زردرنگ است . تخم آن شبيه تخم سيب است . چون مهمترين
هامش
( 1 ) .Atropa belladonna