تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
حكيم احمد تبتى در تاريخ الحكما نوشته است كه شخصى در بصره مبتلا به بيمارى استسقا بوده ( البته چه نوع استسقا ذكر نشده است ) و پس از سالها معالجه سرانجام بهبود نيافت و تمام اطبا منطقه او را جواب كردند . اين مرد كه از ادامهء زندگى قطع اميد كرده بود گفت حال كه مىميرم چه بهتر است در اين مدت كوتاه باقيمانده از عمر هرچه مىخواهم بخورم و پرهيز خردكننده‌اى را كه سالهاست به من تحميل شده بشكنم . اين مرد آزاد گذارده شد و اطبا نيز كه از معالجهء او مأيوس بودند به او اجازه دادند هرچه مىخواهد بخورد . آن مرد گفت كه او را در كوچه و كنار محل عبور عمومى بگذارند تا از چيزهايى كه در بازار براى فروش عرضه مىشود آنچه كه دلش مىخواهد انتخاب كرده بخرد و بخورد و چنان كردند . اتفاقا اولين فروشنده‌اى كه از آن محل عبور مىكرد ملخ پخته مىفروخت و در مرد ميل وافرى به خوردن ملخ پخته ايجاد شد و از اين ملخ پخته خريد و خورد . پس از ساعتى معده او منقلب شد و شروع كرد به كار كردن و اين اسهال ادامه يافت و تا چندين ساعت در اثر اين اسهال آن‌قدر آب زرد متعفن از شكم او بيرون آمد كه هيچ‌كس باور نمىكرد آن همه مايع در شكم او بوده است . و پس از آن بتدريج و بسرعت استسقاى او شفا يافت و نجات پيدا كرد . وقتى اين خبر عجيب به گوش اطبايى كه از علاج او دست شسته بودند ، رسيد همه حيران و متعجب كه چه ارتباطى ممكن است بين ملخ پخته و خاصيت مسهلى شديد زردآب باشد . زيرا اصولا ملخ پخته قابض است و قاعدتا بايد عكس اين عمل رخ داده باشد و هيچ نوع ارتباط منطقى بين خاصيت ملخ پخته و رفع بيمارى استسقا به نظرشان نمىآمد . يكى از اطبا كه اهل تحقيق و بررسى بود موضوع را دنبال كرد و به فروشنده ملخ پخته مراجعه نمود و از او پرسشهايى كرد كه اين ملخها را از كجا صيد كرده است ، شرايط آن منطقه و گياهان آن محل چيست . فروشنده گفت اين ملخها را از محلى صيد كرده‌ام كه تقريبا گياه غالب آن منطقه درختچه‌هاى مازريون است و چيز ديگرى نمىرويد و خوراك اين ملخها فقط برگهاى مازريون بوده است . طبيب محقق با شنيدن اين اطلاعات به ريشهء ماجرا پى برد زيرا مىدانست برگ مازريون خاصيت مسهلى دارد ولى خاصيت آن به قدرى شديد و قوى است كه اگر بدون اصلاح و تدبير و تعديل تا 4 گرم آن خورده شود آن‌قدر اسهال ايجاد مىكند كه بند آوردن آن از اختيار خارج مىشود و به همين دليل برگ را قبل از خوردن اصلاح و تدبير مىكنند و پس از آن مىخورند و برگهايى را كه ملخها خورده بودند در جريان دو نوع اصلاح و تعديل و كاهش شدت خاصيت مسهلى قرار گرفته اول اينكه در شكم ملخ در جريان