آن در جوشاندهها با عسل و يا با سركه رقيق مصرف مىكنند و از ريشه و ساقهء آن نيز در جوشانده و يا در تنطورها استفاده مىشود [ استوارت ] . از جوشاندهء ساقههاى پربرگ آن براى معالجهء سرگيجه و روماتيسم و اگر كمى شكر قهوهاى به آن اضافه شود ، براى معالجهء سرخك استفاده مىشود [ هو ] . در ساير مناطق بيشتر از تخم آن استفاده مىشود و از آن به عنوان ضد عفونى و مدّر [ موزيگ و شرام ] . و براى معالجهء نوعى استسقا كه مايع سروز در حفرهها و بافتهاى بدن جمع مىشود ، [ روا ] و به عنوان داروى ضد كرم روده و همچنين براى رفع جوش و دانههايى كه در صورت مىزند [ لوئى ] استفاده مىشود . ضمنا در معالجهء ذات الريه [ لو ] ، براى آبسههاى چركى و ناراحتىهاى گلو و حلق [ روا ] ، به عنوان ترياق و در موارد نيش زدن جانوران سمّى و مار [ كاريونه و كيمورا ] ، انفلوانزا و تبهاى مخملك ، آبله ، خنازير [ لو ] ، يبوست و سرخك [ چيو ] آن را مفيد مىدانند .
برگ بابا آدم براى پايين آوردن قند خون مفيد است . ماليدن دمكردهء برگ آن براى ناراحتىهاى جلدى بخصوص براى پوست سر و كچلى نافع است . مرهمى كه از يك واحد عصارهء برگ بابا آدم و يك واحد روغن زيتون حاصل مىشود براى ماليدن و التيام جراحات و زخم خيلى مفيد است . مقدار خوراك از برگ يا گرد ريشهء بابا آدم تا 4 گرم است و در دمكردهها 50 - 30 گرم برگ در هزار گرم آب جوش مصرف مىشود كه در 24 ساعت بتدريج فنجان فنجان ميل كنند . در مورد تركيب دارويى براى رويش مو به بخش گزنه مراجعه فرماييد .
در فرانسه معمول است از جوشاندهء 100 - 60 گرم ريشهء بابا آدم در يك ليتر آب در استعمال خارج براى بيمارىهاى پوست مصرف مىكنند و منظما تا مدتى صبح و عصر روى پوست عضو مورد نظر مىمالند .
عصارهء ريشه بابا آدم : ريشهء بابا آدم 1 واحد ، آب مقطر 8 واحد . ريشه را قطعه قطعه كرده و مدت 12 ساعت در 5 واحد از آب مىخيسانند و با فشار صاف مىكنند و تفاله را در ما بقى آب مىخيسانند و با فشار صاف مىكنند و دو صافشده را مخلوط كرده ، مىگذارند تهنشين شود و صاف روى آن را با انحراف برداشته در حمام ماريه به قوام عصارهء نرم تبخير مىكنند . اين عصاره از عوامل مقوى است و مقدار خوراك آن 10 - 1 گرم مىباشد .
دمكردهء ريشهء بابا آدم براى تصفيهء خون : ريشهء بابا آدم 30 گرم ، مغز ريشهء شيرينبيان 30 گرم ، ريشهء تاجريزى 30 گرم ، آب جوش 1000 گرم . مخلوط اينها را
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: حسين مير حيدر
ص١٥٤