ب ) بيدهاى ديگرى كه از نظر سبدبافى به اندازهء فوق مورد توجه نيستند :
بيدمشك
به فارسى بهطور كلى « بيدمشك » و « گل بيدك » گويند . نامهاى محلى آن در مناطق مختلف ايران در كتول « مشكفيك » ، در گرگان « مشبد » ، در مينودشت « سوگوت » ، در ارسباران « پيشىپيشى » و در سردشت « دار فشفشه » مىباشد . در كتب تاريخى قديم و در كتب طب سنتى آن را با نامهاى « گربه بيد » و « بهرامج » و « شاه بيد » و « بيدطبرى » و « خلافبان » و « وشع » و « خلاف بلخى » نامبردهاند . به فرانسوى
Saule d'Egypte
گفته مىشود ، نام علمى آن
Salix aegyptiaca L .
و مترادفهاى آن
S . nitida Gmelin .
و
S . phlomoides M . B .
و
S . medemii Boiss .
و
S . cinerea var medemii Boiss .
و
S . caprea auctnon L .
از طرف گياهشناسان مختلف نامگذارى شده است .
درختچهاى است دو پايه زينتى و گاهى به صورت درخت ولى به هر حال بلندى آن متوسط و از 8 متر تجاوز نمىكند . زير پوست و روى چوب اين درخت برجستگىهاى تيزى وجود دارد . برگهاى آن در پايههاى نرم و پايههاى ماده متفاوت است ، روى برگ سبز تيره و پشت آن كركدار و روشن مىباشد . برگهاى درختان ماده معمولا بيضى شكل و پهنتر از برگهاى درختان نر است . گلهاى آن معطّر مىباشد . اين درختچه بومى ايران است و در جنگلهاى جلگهاى شمال از درّه چهل چاى مينودشت در شرق گرگان تا درّه تالار و هراز و نور و كجور ، رامسر ، منجيل و آستارا تا اردبيل و ارسباران و همچنين در مناطق استپى و نيم خشك اصفهان ، كرمان ، شيراز و مناطق جنوبى البرز و توچال و هزاربند انتشار دارد . بنابراين وجه تسميهء آنكه آن را بيد مصرى مىدانند صحيح نيست . و شايد علت اين نامگذارى اين باشد كه اين گياه براى اولين بار در مجموعهاى كه آقاى هاسلكيت همكار لينه ، گياهشناس معروف ، در سال 51 - 1750 از مصر جمعآورى كرد ، وجود داشت . و در سال 1755 لينه آن را به نام
Salix aegyptiaca
نامگذارى كرد و در
Central plantarum
به چاپ رسيد .
گونهء ديگرى از بيدمشك به نام علمى
Salix aegytiaca L . var longifrons Bornm .
در مناطق استپى نيم خشك البرز و زاگروس در اراك ، همدان ، آذربايجان