آسكلپيادين سمى است و موجب فلج ماهيچههاى قلب و منجر به مرگ مىشود [ بركيل ] . و در برگهاى گياه علاوه بر موارد فوق يك ترىترپينوئيد « 1 » و يك آلكالوئيد وجود دارد [ آرتور ] . در گياه كوراساوين مشخص شده است [ كوئى زمبينگ ] .
خواص - كاربرد
در هند از ريشهء گياه
A . curassavica
به عنوان قىآور و مسهل و داروى مؤثرى براى بواسير و سوزاك استفاده مىشود .
از عصارهء برگهاى آن به عنوان معرق ، ضد كرم و براى قطع خونريزى و در موارد سوزاك مصرف مىكنند .
در چين گياه را بهطور كلى سمى مىدانند [ ليو ] . در برمه ، چين ، هندوچين ، فيليپين و گوام ريشهء آن به صورت گرد و يا جوشانده به عنوان قىآور [ تسيانگ ، ماسون ، فوكود و گررو ] ، به عنوان مسهل [ راجر ] ، به عنوان قابض در موارد اسهال خونى كاربرد دارد [ هاو ] . عصارهاى كه از برگهاى آن گرفته مىشود كرمكش است [ سافورد ] .
و به علاوه معرق [ هاو ] و ضد اسهال خونى است [ كروست و پتلو ، فوكود ] . برگها و گلهاى لهشدهء آن را روى زخم و جراحت مىگذارند ، التيام مىدهد [ تسيانگ ] .
جوشاندهء گلهاى آن براى قطع خونريزى مفيد است [ هاو ] . در شبهجزيرهء مالايا : گلهاى آن را كه در آب سرد له شده باشد به صورت ضماد براى رفع سردرد مىاندازند [ بركيل و هانيف ] . در جاوه از اين گياه به عنوان دارو استفاده نمىشود [ واناستىنيس - كروزمان ] .
هامش
( 1 ) .Triterpinoid