از هم گسيختن و ايجاد اختلال در فعاليت عوامل سرطانزا نظير انكوژنها « 1 » و آنزيمهايى به نام پروتئازهاى مخرب كه هر دو از انواع سرطانزا مىباشند خواهد بود .
حال ببينيم توجيه علمى اين نظريه چيست ؟ و پس از خوردن مثلا نخود يا ساير مواد گياهى خوراكى نظير برنج ( برنج قهوهاى ) و مغزهاى گياهى و ذرت و دانههاى غلات و نظاير آنچه حوادث فيزيولوژيكى در بدن رخ مىدهد .
همينكه نخود وارد معده و پس از آن وارد رودهها شد پوشش خارجى آن به كنار رفته و مغز آن در معرض آثار شيرهء معدى قرار مىگيرد و به ذرات قابل هضم ريزى تبديل مىشود ولى در قسمت داخلى نخود مولكولهاى غير قابل انهدامى به نام
Protease inlhibitors
وجود دارد كه در بستر رودهها به فعاليت خود ادامه مىدهند .
دكتر ترول در اين مورد تحقيقاتى انجام داده و با استفاده از مواد راديواكتيو در جانوران دريافته است كه اين مولكولهاى
Protease inhibitors
از آثار مخرب و منكوبكنندهء ترشحات هاضمه مصون و محفوظ مانده و دستنخورده باقى مىمانند .
در اينجا لازم به تذكر است كه مولكولهاى پروتئازهاى فوق منحصرا براى خدمت به انسان خلق نشدهاند ، بلكه فلسفهء اصلى خلقت آنها تأمين و تضمين حفظ نسل و تكثير گياهان است . مثلا مولكولهاى اين پروتئازها خميرمايه نفرتانگيز كردن دانههاى گياهى براى حشرات است و همچنين دانه را به صورت يك ماده غير قابل هضم و از بين نرفتنى براى خوراك پرندگان درمىآورد و مآلا دانهها پس از خورده شدن به وسيلهء پرندگان بدون اينكه هيچ تغييرى در فيزيولوژى و قوهء ناميهء آنها داده شود در داخل دستگاه هاضمهء پرندگان سالم مانده و عينا دفع مىشوند و در خاكى كه از نظر رطوبت و حرارت مناسب باشد جوانه مىزنند و رشد مىكنند و منشأ يك گياه جديد مىگردند .
تا به حال در حدود هشت نوع
Protease inhilitors
از دانههاى گياهان خوراكى جدا شده است كه شامل آن نوع كه از غدهء سيبزمينى جدا شده است نيز مىباشد .
دكتر ترول مىگويد به دلايل متعددى انسان علاقهمند است كه اين مولكولها در مواد خوراكى وجود داشته باشد . از جمله دلايل و شواهد آشكارى به دست آمده است كه اين مولكولها فعاليت و عادت مخرب انواعى از پروتئازها را كه باعث پيشرفت گسترش عوامل سرطانزا هستند متوقف مىكند .
پروتئاز كه در حقيقت از آنزيمهاى لازم براى شكستن و هضم ذرات پروتئين در بدن است وظيفه دارد كه پروتئين مواد خوراكى را كه انسان مىخورد هضم نمايد . ولى
هامش
( 1 ) .Oncogene