تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
35 گرم و جانشين آن از نظر خواص مغز تخم هندوانه است . در چين گوشت كدوى گونه
L . siceraria
را خنك‌كننده و مدر مىدانند [ استوارت ] . ضد تشكيل سنگ در بدن است يعنى آنتىليتيك « 1 » مىباشد و اگر به مقدار زياد بخورند قىآور و مسهل است . گل آن و پوست ميوهء گياه به عنوان ضد سم مصرف مىشود و تخم آن براى معالجهء درد دندان و ورم لثه نافع است [ استوارت ] . معمولا مايعى در درون اين نوع كدوها يافت مىشود كه اغلب سمى است [ د - لانسان ] . در شبه‌جزيرهء مالايا از گوشت اين كدو مخلوط با آب‌ليمو روى جوشهاى چركين صورت كه به جوش جوانى معروف‌اند مىاندازند [ بركيل ] . در اندونزى از آب كدو كه با فشار از گوشت ميوهء آن مىگيرند به عنوان خنك‌كننده و براى كاهش تب به بيماران مبتلا به تيفوس مىدهند . [ هين ] . در فيلىپين از ميوهء آن شربتى درست مىكنند و به عنوان داروى سينه مصرف مىكنند [ گررو * و دىگانگكو ] . گوشت آن براى تسكين سرفه خورده مىشود و در استعمال خارجى گوشت له‌شده ميوهء آن را به عنوان ضماد خنك‌كننده در موارد تبهاى خيلى شديد روى سر و پاهاى بيمار مىاندازند [ كويى زمبينگ ] . در فيلىپين شيره‌اى كه از ساقه‌هاى آبدار آن گرفته مىشود چند قطره در گوش مىريزند براى تسكين درد گوش مفيد است [ سوليت ] . و در مورد گونه
Cucurbita pepo
يا كدو تخمى و كدوى سبز مسمايى : در هندوچين سوپ حاصله از قطعه بزرگى از اين كدو را اغلب براى معالجهء دل‌دردهاى ناشى از مسموميت غذايى مىخورند مفيد است [ جومل ، پتلو * و مىنات * ] . تخم آن كرم‌كش . خود كدو يا تخم آن را پخته مىخورند مسهل است و از خمير گوشت پخته كدو روى جوش و كورك و آبسه مىاندازند [ پروت و هرير ] . دم‌كردهء برگهاى كدو مخلوط با خاكستر برگها را به صورت محلولى به پشت زنان حامله كه ناراحتى كمر دارند مىمالند [ بركيل و هانيف * * ] . در هندوستان كدو را به عنوان دارو براى كنترل سل ريه‌اى مىخورند [ سيرسى و گانگادها رام * * ] . در هند از مغز تخم كدو
C . maxima )
و
( C . pepo
به عنوان كرم‌كش ( ضد تنيا ) و مدر و تونيك استفاده مىشود ، روغن تخم كدو تونيك اعصاب است . از گوشت ميوهء آن به صورت ضماد روى محل سوختگى و التهاب و جوش و كورك مىاندازند . در مورد نوعى كدو كه به كدوهندى معروف است
( Benincasa hispida )
شرح كافى در بخش كلم داده شده است .
هامش
( 1 ) .Antilithic
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 212 | حسين مير حيدر