اكثر كشورهاى دنيا غير قابل امكان است . و همين امر باعث گرايش جديد به پزشكى بدون دارو و مطالعهء مجدد طب سنتى در برخى از كشورها شده است .
بنابراين ، اگر در مواردى با كمك گرفتن از طب سنتى بتوان بيمارىهايى را به آسانى درمان نمود آيا عاقلانه است كه هنوز اصرار ورزيم كه بايد يك سلسله كارهاى مختلف و پيچيده و بسيار پرخرج پزشكى انجام گيرد كه آخرين مرحله آن تجويز داروهايى است كه بيمار بايد براى يافتن آنها چندين روز وقت خود را صرف مراجعه به داروخانهها نموده و چنانچه موفق شود كه همه آنها را هم تهيه نمايد و حتى بهبود هم يابد از عوارض جانبى آنها - كه گاه بسيار خطرناك نيز هست - مصون نباشد ؟
چه ضرر دارد كه ما همچون برخى كشورها كه با تلفيق طب سنتى خود و پزشكى جديد توانستهاند از مزاياى هر دو استفاده كنند و از نقطهضعفهاى هركدام تا حدود امكان احتراز نمايند ، به پژوهش علمى در طب سنتى خويش بپردازيم و از قرنها تجربه دانشمندان و نوابغ خود كه هماكنون به رايگان در اختيار ما است - و مال ما است - بىبهره نمانيم ؟
حتى آن دسته از پزشكان بدبين به طب سنتى ما ، كه به دليل عدم مطالعه و تحقيق در پزشكى سنتى آن را ناآگاهانه و با مطالب شعارگونه و غير علمى نفى مىكنند ، اگر بخواهند بهطور منطقى و قابل قبول با اين مسئله برخورد نمايند ، ناچارند كه اول آن را بهطور گسترده مورد بررسى و تحقيق قرار دهند و با كمك مدارك و شواهد علمى در مقام انتقاد برآيند - كه اين كار را هم تاكنون انجام ندادهاند !
پس ، از هر ديدگاه نگاه كنيم به اين نتيجه مىرسيم كه تحقيق و پژوهش در طب
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: حسن منتصب مجابى
ص٢٨٧