الرّوح
106 / 4
روح جسم لطيف بخارى است كه در قلب پيدا مىشود ، به جهت حرارت غريزى كه در قلب است و آن نخستين مركب و آلت نفس است .
الرّوح
93 / 6 « 64 »
جسم لطيفى است كه پراكنده در بدن انسان ، از قلب تا شريانات است كه افعال حيات و نفس را انجام مىدهد ، و آن از دماغ در اعصاب پراكنده مىگردد و افعال حسى و حركت ارادى را انجام مىدهد .
الرّوح الحيوانيّة
106 / 7 « 65 »
روح حيوانى روحى است كه در قلب شريانهاست و به قواى حيوانى خدمت مىكند و به اعضاى بدن قوّت حيات مىبخشد .
الرّوح الطبيعيّة
106 / 9
روح طبيعى روحى است كه به كبد مىگذرد و قوّت نشو و نما را در آن كامل مىسازد .
الرّوح النفسيّة
106 / 9
روح نفسى روحى است كه از دماغ مىگذرد و در آنجا كامل مىگردد و به بدن حس و حركت ارادى مىبخشد .
الرّياضية
167 / 10
مقصود از رياضت ( ورزش ) حركت مكانى است ، همچون راه رفتن و كشتى گرفتن و سير كردن بر روى چهارپا و يا در كشتى .
الرّياضى 89 / 10
بخش رياضى از فلسفهء نظرى علم عدد و هندسه و نجوم و موسيقى است .
ريق المعدة
127 / 7
آن است كه غذا از معده با سرعت فرو ريزد ، پيش از آنكه ديگرگونى خود را پذيرفته باشد .
الزّكام
123 / 12
هرگاه در دماغ فضولاتى پيدا شود كه دماغ آن را هضم نكند و در آن استمرار نيابد و بهسوى دو سوراخ بينى سرازير شود ، زكام ناميده مىشود و اگر وارد دهان شود « ماده » ، و اگر وارد حنجره
هامش
( 64 ) . جالينوس مىگويد : « هر جوهر لطيف الاجزاء را روح گويند و فعل آن اين است كه تماسك در اجسام طبيعى و بدنهاى جانوران بهوجود آورد ، و مراد از اجسام طبيعى آن است كه تكون آن از طبيعت باشد نه از حرفه و شغلهاى مردم . » كتاب جالينوس فى الاسباب الماسكة ، ص 53 .
( 65 ) . متقدمان اين صناعت ، آن هوا را كه اندر دل است روح حيوانى خواندهاند ، و آن هوا را كه در جگر است روح طبيعى ، و آن هوا را كه اندر اجواف دماغ است روح نفسانى . هدايه ، ص 112 .