خلاصهء باب دهم
باب دهم در تعبيرات و تعريفهاى پزشكى است . ابن هندو مىگويد : « و اضعان لغت ، پيش از بحث در علوم و صناعات ، بر همهء معانى و مفاهيم آگاهى نداشتند تا براى آنها نام و لفظى معين كنند .
ازاينروى ، مستنبطان علوم و صناعات الفاظى را اختراع كردند تا با معانيى كه استنباط كردهاند مطابقت نمايد ، و هركه بخواهد كه بر هريك از اين صناعات آگاهى يابد ، نيازمند است كه آن الفاظ اختراع شده و اصطلاحات متعارف آن صناعت را بشناسد .
و چون پزشكى با فلسفه اشتراك دارد « 72 » و حتى جزئى از آن به شمار مىآيد و صناعت منطق هم آلت براى فلسفه و براى هر علمى ديگر است « 73 » ، شايسته است كه در كتابمان الفاظ و تعبيرات منطقيان و فيلسوفان كه پزشك به آنها نيازمند است نخست بياوريم و سپس ، به بيان الفاظى كه اختصاص به صناعت پزشكى دارد بپردازيم . » .
ابن هندو ، پس از اين مقدمه ، براى اين باب دوازده فصل به ترتيب زير مىآورد :
فصل اول ، در الفاظ منطقى
فصل دوم ، در الفاظ فلسفى
فصل سوم ، در الفاظى كه اختصاص به مبادى پزشكى دارد .
فصل چهارم ، در تشريح
فصل پنجم ، در بيماريها
فصل ششم ، در نبض
فصل هفتم ، در آنچه از بدن بيرون مىآيد .
فصل هشتم ، در داروها و غذاها
فصل نهم ، در داروهاى مفرد و مركب
فصل دهم ، در نامهاى غذاها
فصل يازدهم ، در ذكر نامهاى غريب بيماريها و وزنها و پيمانهها و مانند آن
فصل دوازدهم ، در نكتهها و مطالب نادرى كه از فصلهاى گذشته ناگفته مانده است .
هامش
( 72 ) . پيشينيان مىگفتند كه فلسفه ، طب روح و طب ، فلسفهء بدن است . « مطالعاتى دربارهء طب اسكندرانى در دورهء متأخر » ، مجلهء تاريخ پزشكى ، شمارهء 3 ، 1935 م . ص 418 .
( 73 ) . از همين جهت است كه در تعريف منطق گفته شده است : « منطق آلتى قانونى است كه مراعات آن ذهن را از خطاى در انديشه بازمىدارد . » حاشيهء ملا عبد اللّه بر تهذيب المنطق ، ص 23 ، و يا بهقول حاج ملا هادى سبزوارى ، در آغاز اللئالى المنتظمة ( منظومهء منطق ) ص 5 :قانون آلى يقى رعايته * عن خطاء الفكر و هذا غايته