در دومى از ورمها و آماسهايى كه بيرون از جريان طبيعى بهوجود مىآيند بحث كرده است .
5 . كتاب اسطقسات بنا بر رأى بقراط « 56 » ؛ جالينوس در اين كتاب مىخواهد بيان كند كه همهء اجسامى كه در عالم كون و فساد هستند ، از جمله بدن انسان ، از اسطقسهاى چهارگانه ، يعنى آتش و باد و آب و خاك تركيب شدهاند .
6 . كتاب مزاج « 57 » ، در سه مقاله .
7 . كتاب نيروهاى طبيعى « 58 » ، در سه مقاله .
8 . كتاب تشريح « 59 » كه مقالات پنجگانهء آن بدين ترتيب است : تشريح استخوانها ، تشريح عضله ، تشريح عصب ، تشريح عروق ، تشريح شريانها .
9 . كتاب بيماريها و عارضهها « 60 » كه داراى شش مقاله است . اولى ، در اقسام بيماريها ؛ دومى ، در
هامش
- سلمويه ، و به عربى براى ابو جعفر محمد بن موسى ترجمه شده و در آن ، درمان بيماريهايى كه بيشتر عارض مىشود بيان شده است . رسالهء حنين ، ص 7 ؛ بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 373 ؛ آگاهيهاى تازه دربارهء حنين بن اسحاق و زمان او ، ماكس مايرهوف ، ص 691 . متن عربى اين كتاب در سال 1982 م . به اهتمام دكتر محمد سليم سالم چاپ شده است . بايد يادآور شد كه اين كتاب به وسيلهء على بن رضوان مصرى شرح شده و ابن حسدا ، پزشك اندلسى ، مسائلى از آن را استخراج كرده و آن را به نام الفوائد المستخرجة من شرح على بن رضوان لكتاب جالينوس الى اغلوقن ناميده است . عيون الانباء ، ص 500 .
( 56 ) .De Elementis Secundum HiPPocratem؛ چون چهار كتاب اول مشتمل بر بسيارى از اصول فن طب بوده است ، حنين بن اسحاق و ثابت بن قره و اسحاق بن على رهاوى مطالب آنها را طبقهبندى و فصلبندى كرده ، چنانكه هر فصلى مربوط به مسألهاى خاص باشد ، و اين امر كار امتحان پزشكان را آسان كرده است . ادب الطبيب ، رهاوى ، ص 195 . حنين بن اسحاق مىگويد : « اين چهار اركان ، نخستين و دور از بدن انسان هستند و اركان دومين و نزديك كه قوام بدن انسان و ديگر جانوران خوندار بدانهاست عبارتند از اخلاط چهارگانه ، يعنى خون و بلغم و دو تلخه كه صفرا و سودا باشد . » رسالهء حنين ، ص 9 ؛ بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 375 .
( 57 ) .De TemPeramentis؛ اين كتاب از جمله كتابهايى است كه خواندن آن پيش از كتاب حيلة البرء ( چارهء بهبود ) واجب و ضرورى بوده است . حنين آن را با كتاب الاركان به سريانى و نيز براى اسحاق بن سليمان به عربى ترجمه كرده است . رسالهء حنين ، ص 10 ؛ بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 376 .
( 58 ) .De Facultatibus Naturalibus؛ در اين كتاب او بيان مىكند كه تدبير بدن انسان با سه قوه است : حابله ( آبستنكننده ) ، و منميه ( نموددهنده ) ، و غاذيه ( خوراكدهنده ) . حنين اين كتاب را به زبان سريانى براى بختيشوع ترجمه كرده ، در وقتىكه در سن هفده سالگى بوده است . رسالهء حنين ، ص 10 ؛ بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 376 .
( 59 ) .De Anatomicis Ad ministrationibus؛ حنين بن اسحاق مىگويد كه اين كتاب در پانزده مقاله بوده است و چنين به نظر مىآيد كه در نسخهاى كه ابن هندو توصيف مىكند برخى از مقالات درهم ادغام گرديده است .
رسالهء حنين ، ص 19 ؛ بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 382 . جالينوس مىگويد اين كتاب در حريقى كه در معبد ايرينى رخ داد سوخته شد و آنچه را كه در دست مردم بود كه استنساخ مىكردند باقى ماند . كتاب جالينوس فى عمل التشريح ، ج 1 ، ص 115 .
( 60 ) .De Causis et SymPtomatibus؛ جالينوس اين شش مقاله را كتابى واحد نساخته ، و اهل اسكندريه آن را -