اسلام كه حد و مرزى براى بهرهبردارى از علم و دانش نمىشناخت ، نه تنها از طب ايرانى بلكه از طب هندى نيز استفاده كرد . على بن ربن طبرى ، كه از قديمترين دانشمندانى است كه در علم پزشكى كتابى جامع در طب تأليف كرده ، گفتار چهارم از كتاب خود فردوس الحكمة را تحت عنوان « من جوامع كتب الهند » قرار داده و در آن از دو منبع مهم هندى يعنى كتاب سسرد و كتاب چرك كه ترجمههاى عربى آن موجود بوده مطالب فراوانى را نقل كرده است ؛ ولى ، مهمترين منبع پزشكى اسلامى آثار دانشمندان يونانى بهويژه بقراط و جالينوس بوده است . از حنين بن اسحاق رسالهاى در دست است كه در آن ، او متجاوز از يكصد كتاب از جالينوس را برمىشمارد كه به وسيلهء وى و يارانش از زبان يونانى به زبان عربى ترجمه شده است . اين آثار مورد استفادهء دانشمندان بزرگ اسلامى همچون على بن عباس مجوسى اهوازى در كتاب كامل الصناعة و محمد بن زكرياى رازى در الحاوى ، و ابن سينا در قانون ، و ابو ريحان بيرونى در الصيدنه قرار گرفت و اين كتابها منبع مهمى شد براى تأليفات دانشمندان بزرگ ايرانى كه پزشكى را به زبان فارسى براى مردمان اين مرزوبوم تأليف كردند . الابنيه عن حقائق الادويهء ابو منصور موفق هروى ، و هداية المتعلمين اخوينى بخارى ، و ذخيرهء خوارزمشاهى سيد اسماعيل جرجانى از مهمترين اين تأليفاتند .
با توجهى كه دانشمندان بزرگ اسلامى به علم پزشكى داشتند اين علم گسترش فراوانى پيدا كرد و شعبهها و فروع زيادى در آن پيدا شد كه اين تشعب و تنوع گاه به موضوعات آن علم مرتبط مىشود ، همچون پزشكى و دامپزشكى و داروشناسى و معرفت عقاقير و گياهان دارويى ؛ گاه به كيفيت درمان ، همچون كىّ ، جبر ، عمل اليد ؛ و گاه به روش درمان ، همچون روش اصحاب قياس و اصحاب تجارب و اصحاب طب حيلى ؛ و گاه به حالتهاى مختلف انسانها هنگام معالجه و درمان ، همچون تدبير الاصحاء ( پزشكى و نگاهداشت سلامتى كسانى كه از تندرستى برخوردارند ) ، و تدبير الحبالى ( پزشكى و نگاهداشت سلامتى زنان آبستن بهمنظور سالم نگاهداشتن كودك در رحم ) و تدبير المولودين ( پزشكى نوزادان ) ، و تدبير الصبيان ( پزشكى كودكان ) ، تدبير المشايخ ( پزشكى سالخوردگان ) .
دانشمندان اسلامى آنچه را در قرآن و احاديث دربارهء حفظ صحت و سلامتى و جلوگيرى از بيماريها وارد شده بود گردآورى كردند كه از ميان مهمترين اين مجموعهها مىتوانيم الطب فى الكتاب و السنة عبد اللطيف بغدادى و الطب النبوى ذهبى ، و الطب النبوى ابن القيم ، و الرحمة فى الطب و الحكمة سيوطى را نام ببريم . در اين كتابها ، دستورهاى كلى براى حفظ و نگاهداشت سلامتى داده شده ؛ از جمله آنكه در خوردن و آشاميدن نبايد اشراف ورزيد ، و معده آغاز هر درد و پرهيز از خوردن آغاز هر درمانى است ، و تا آنجا كه امكان دارد كه بيمارى را با غذا درمان بخشيد نبايد به دارو روى آورد .
گذشته از مجموعههاى طبى مانند كامل الصناعه ، حاوى ، قانون ، هداية المتعلمين و ذخيرهء
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: مهدى محقق
ص٣٩٨