تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
جا خالى مىكند . 344 . سردى به ذات خود اشتها را ضعيف مىكند و آن را از ميان مىبرد ، همچنان‌كه ساير افعال بدن را ناتوان مىگرداند . 344 . از عللى كه كمك به فربه شدن مزاج مرطوب مىكند نزديكى به تشبّه و التصاق است . چه آنكه گوشت و پيه دارندهء اين‌گونه بدن نزديك به خون است و نيازمند به انعقاد نزديكى نيست تا آنكه شبيه به گوشتش شود و زمانى كه شبيه بشود به همشكل خود ملاصق مىگردد . 346 . دارندگان بدنهاى مرطوب ساقهاشان كج مىشود به جهت آنكه استخوانهاشان قوى و سخت نيست بلكه نرم است و بدنهاشان كه گوشت‌دار و پيه‌دار است سنگينى بر استخوانها مىكند و آنها را كج مىگرداند . 347 . روفس يكى از كسانى است كه معتقد است كه حرارت در جوانان بيشتر است تا در كودكان ، بر خلاف رأى بقراط . 348 . علت آنكه استخوانهاى يافوخ ( جلو سر كودكان ) سست است اين است كه مغز كودكان در غايت كثرت و مزاحمت با استخوانها و ميننجس است . 349 . بهترين دليل بر ضعف حرارت در كودكان ضعف بدنهاى آنان است ؛ زيرا ، كودكان نمىايستند و نمىنشينند بلكه به آرامى افتاده مىشوند و بيشتر ساكت و در خواب مستغرقند . 351 . روفس تندرستى را بدين‌گونه تعريف كرده : « اعتدال نخستين اسطقساتى كه بدن از آنها تركيب يافته است ، يعنى گرم و سرد و تر و خشك » . 352 . اصل بيماريها سرما و يبوست است . 353 . پيش از اين گذشت كه حرارت بايد غالب بر رطوبت باشد ، به نحو اعتدال تا اينكه غلبهء فاعل بر منفعل باشد . پس ، اگر تندرستى غلبهء حرارت و رطوبت است به نحو اعتدال ، بيمارى نبودن اعتدال حقيقى حرارت و رطوبت بايد باشد .