است .
انسانهاى تاريخدار و شبيه انسانهاى امروزى از پنجاه هزار سال پيش رو به فزونى نهادند . ولى مشخص نيست كه نسل آنها از دستهى مخصوصى از ميمون به نام « پريماتها » يا انساننماهاى ديگر بودهاند . « 1 »
اين انسانها ابزارهايى مىساختند كه هنوز مورد استفاده بشر است ( مثل قلاب ماهيگيرى ، تير و كمان و . . ) و كارهاى مذهبى آنها برنامه و تشكيلات داشته است ، ولى هنوز در غاز زندگى مىكردند .
در حدود ده هزار سال قبل به تدريج شروع كردند از غار بيرون آيند و از لباس و چراغ استفاده كنند . از نظر دانش بيولوژى اين ( از غار بيرون آمدن در حدود ده هزار سال قبل ) مبدء تمدّن بشرى شناخته شده است . « 2 »
ويل دورانت ، مورخ مشهور ، پس از ذكر مطالبى مشابه مطالب بالا در مورد پيدايش انسان به تقسيمبندى دورههاى آثار فرهنگى بشر مىپردازد و آنها را اين گونه ذكر مىكند :
1 - فرهنگ يا تمدّن ما قبل شلى ( حدود 125 هزار سال ق . م )
2 - فرهنگ يا تمدّن ما قبل شلى ( 100 هزار سال ق . م )
3 - فرهنگ يا تمدّن آشولى ( حدود 75 هزار سال ق . م ) كه آثار آن در اكثر نقاط دنيا به دست آمده است .
4 - فرهنگ موسترى ( حدود 40 هزار سال ق . م ) كه آثار آن در تمام قارهها آميخته با بقاياى انسان نئاندرتال ديده مىشود .
5 - فرهنگ اورينياكى ( حدود 25 هزار سال ق . م )
6 - فرهنگ سولوترهاى ( 20 هزار سال ق . م )
7 - فرهنگ ماگدالنى ( حدود 16 هزار سال ق . م ) در هر هفت دوره دستافزار سنگى انسان غير صيقلى بودند « 3 »
فرضيهى تكامل و قرآن :
اول : آياتى كه در رابطه با اثبات نظريهى تكامل مورد استناد قرار گرفته است :
ما اين آيات را جداگانه ذكر مىكنيم و مورد بررسى قرار مىدهيم . اين آيات را مىتوان به چند دسته تقسيم كرد .
الف : آياتى كه خلقت همه چيز را از آب مىداند :
1 -
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
« 4 »
« و هر چيز زنده را از آب به وجود آورديم » .
استاد مشكينى با طرح آيه فوق مىنويسند :
« آيهى فوق دلالت بر آفرينش همهى موجودات زنده اعم از نباتات و حيوانات از جمله انسان از « آب » دارد .
پس اينجا قسمتى از عقايد قائلين به تكامل اثبات مىشود . » « 5 »
سيد قطب نيز با ذكر آيهى فوق آن را دليل بر پيدايش حيات از آب مىداند و اشاره مىكند اين همان چيزى
هامش
( 1 ) . دكتر پاكنژاد تفاوتها و تشابههاى انسان و ميمون را به صورت مفصل يادآورى مىكند مثل اينكه خون آنها به چهار گروهAB , O , B , Aتقسيم مىشود و خون شامپانزده را مىتوان به انسان تزريق كرد . امّا شير ميمونها به كودك انسان نمىسازد ( در حالى كه شير برخى حيوانات مثل گاو به كودك انسان سازگار است ) مغز يك مرد تقريبا سه برابر يك ميمون نر بزرگ است قوسهاى سهگانه گردن ، پشت و صلب در انسان برجسته و در ميمونها چنين نيست . امّا عمل جذب و هضم غذا در هر دو يكسان است . دوران باردارى بعضى ميمونها تقريبا مانند انسان 270 روز است و با وجود يكى بودن ساختمان رحم و يكسان بودن ترشحات آبستنى و زايمان در هر دو جنس ، امّا نطفهى انسان نمىتواند هيچ حيوانى را آبستن كند . ( ر . ك : اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 1 ، ص 171 - 174 ) .
( 2 ) . دكتر پاكنژاد ، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 1 ، ص 166 - 178 با تلخيص .
( 3 ) . ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، انتشارات آموزش انقلاب اسلامى ، چاپ دوم 1367 ش ، فصل ششم ، ص 111 - 115 .
( 4 ) . انبياء / 30 .
( 5 ) . تكامل در قرآن ، ص 23 - 24 .