زمستانخوابى
بسيارى از جانداران هستند كه در سرتاسر زمستان در خواب فرومىروند و زمستانخوابى دارند . در اين نوع خوابها فعاليتهاى حياتى تقريبا متوقف مىگردد و تنها شعله بسيار ضعيفى از آن روشن است .
قلب تقريبا از ضربان مىافتد و يا به تعبير صحيحتر ضربان آن به قدرى خفيف مىشود كه ابدا قابل احساس نيست .
آيه : 46 الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا
موضوعات : مسائل فقهى پزشكى - بارورىهاى پزشكى - درمان عقيمى منبع : بارورىهاى پزشكى از ديدگاه فقه و حقوق صفحات : 213 تا 216
ديدگاه فقها پيرامون درمان عميقى
شيخ عبد السلام العبادى مىگويد : چگونه درمان عقيمى ضرورت تلقى نمىشود ؟ من نمىدانم ، چگونه چنين چيزى ممكن است ؟ شايد شخصى كه حالات رنجور و پريشانى عقيمى و نازايى و خانواده ها را نديده است ، چنين سخن بگويد . اين در حالى است كه قرآن شريف مىفرمايد :
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا
« 1 » اسلام به زيادى نسل ترغيب كرده و از هر شيوه و شكلى آن را خواسته است . لذا در تعجبم عدهاى عقيمى را مسألهاى مىدانند كه درمان آن واجب نيست « 2 » [ و به دليل آيهى
يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً
« 3 » آن را قضا و قدر الهى مىدانند ] .
عدهاى از فقهاى بزرگ اهل سنت ، درمان عقيمى را نه تنها جايز ، بلكه برخى از اقسام آن ( مثل درمان در حالت زوجيت و بين اسپرم و تخمك زوجين در خارج رحم اگر لازم و ضرورى باشد ) را واجب مىدانند . « 4 »
همچنين قريب به اتفاق فقها و نويسندگان معاصر اهل سنت ، نابارورى و عقيمى را بيمارى و بسيارى از حالتهاى آن را ضرورت يا حاجت ( مشقت و حرج ) دانسته و در نتيجه كشف عورت را با توجه به مراتب ضرورت جايز مىدانند . « 5 »
از فقهاى شيعه هم عدهاى در صورت حصول ضرورت و عسر و حرج در اثر نابارورى و نازايى ، كشف عورت را مجاز مىدانند مثلا آيت اللّه سيستانى ، ضمن بيان حرمت كشف عورت جهت درمان نابارورى در حالت عادى مىفرمايند : « اگر ضرورتى وجود داشته باشد كه توليد مثل را اقتضا كند يا توليد مثل نكردن مستلزم واقع شدن زن در حرج گردد و متوقف بر كشف عورت باشد ، در اين زمان جايز است . البته براى پزشك مرد يا زن به ميزان ضرورت جايز است . » « 6 »
البته در برخى از شيوههاى تشخيص و درمان نابارورى نياز به كشف عورت نيست ولى در آن موارد كه كشف عورت لازم مىگردد ، بستگى به ملاك جواز ( ضرورت و اضطرار ) دارد ؛ يعنى :
هامش
( 1 ) . كهف / 46 .
( 2 ) . مجلهى مجمع فقه اسلامى ، دورهى سوم ، عدد 3 ، جزء 1 ، ص 487 .
( 3 ) . شورى / 50 .
( 4 ) . جاد الحق على جاد الحق ، مجلهى الازهر ، سال 55 ، ش 10 ، ص 1433 .
( 5 ) . ر . ك : زياد احمد سلامه ، همان ، ص 49 - 52 ؛ محمد خالد منصور ، همان ، ص 50 - 70 ؛ احمد عمرو الجابرى ، الجديد فى الفتاوى الشرعية للأمراض و النسائيه و العقم ، ص 18 - 21 و مجلهى مجمع فقه الاسلامى ، دورهى دوم ، عدد دوم ، جزء اول ، ص 265 و 327 .
( 6 ) . سيد على حسينى سيستانى ، المستحدثات من المسائل الشرعيه ، ص 14 و 30 و همو ، الفقه للمغتربين ، ص 281 و 307 .