آيه : 25 وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً
موضوعات : خلقت انسان - مراحل خلقت - طول عمر انسان منبع : آياتى كه از علوم مىگويند صفحات : 163 و 164
طول عمر انسان
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً
« آنها در غار سيصد سال درنگ كردند و نه سال نيز بر آن افزودند »
در مورد خواب طولانى اصحاب كهف كه ساليان درازى ( 309 سال ) به طول انجاميد ممكن است افرادى ترديد كنند و آن را با موازين علمى سازگار ندانند و لذا در رديف اسطورهها فرض كنند . زيرا اولا چنين عمر طولانى چند صد ساله براى افراد بيدار بعيد است تا چه رسد به افراد خواب . ثانيا اگر قبول كنيم كه در بيدارى چنين عمرى امكانپذير است . براى كسى كه خواب باشد امكان ندارد زيرا مشكل غذا و آب پيش مىآيد كه چگونه ممكن است انسانى در چنان مدتى بدون غذا و آب زنده بماند اگر براى هر روز فرضا يك كيلو غذا و يك ليتر آب در نظر بگيريم براى عمر اصحاب كهف بيش از يكصد تن غذا و يكصد هزار ليتر آب لازم است .
ثالثا اگر از همهى اينها صرفنظر كنيم باز اين اشكال پيش مىآيد كه ماندن بدن در شرايط يكنواخت براى چنان مدت طولانى به ارگانيسم آن صدمه مىزند و ضايعات فراوانى به بار مىآورد .
اين ايرادها ممكن است در به دو نظر بنبستها و موانع غير قابل عبور بر سر راه اين مسأله باشد در حالى كه چنين نيست .
اولا مسألهى عمر درازمدت يك مسألهى غير علمى نيست چه اينكه مىدانيم طول عمر هيچ موجود زندهاى از نظر علمى ميزان ثابت و معينى ندارد كه با فرا رسيدن آن مرگ حتمى باشد به عبارت ديگر درست است كه نيروهاى جسمى انسان هرچه باشد بالاخره محدود و پايانپذير است . اما اين سخن به آن معنى نيست كه بدن يك انسان و يا موجود زنده ديگر توانايى زيست بيشتر از مقدار عادى را ندارد . مثلا همانطور كه در طبيعت هنگامى كه آب به يكصد درجه مىرسد مىجوشد و در صفر درجه يخ مىزند بدن انسان هم به يكصد يا يكصد و پنجاه سال رسيد قلب او الزاما متوقف گرديده و مىميرد بلكه ميزان طول عمر موجودات زنده بستگى زيادى با وضع زندگى آنها دارد و با تغيير شرايط كاملا تغييرپذير است .
گواه زنده اين سخن اين است كه از يك طرف مىبينيم هيچيك از دانشمندان جهان ميزان معينى براى طول عمر انسان تعيين نكردهاند و از سوى ديگر توانسته اند در آزمايشگاهها گاهى طول عمر بعضى از موجودات زنده را به دو يا چند برابر و گاهى 12 برابر و بيشتر برسانند . حتى امروزه به ما اميدوارى مىدهند كه در آينده با پيدا شدن روشهاى نوين علمى عمر انسان به چندين برابر فعلى افزايش خواهد يافت .
ثانيا در مورد آب و غذا در اين خواب طولانى اگر خواب عادى و معمولى باشد مىتوان حق را به ايراد كننده داد كه اين موضوع با اصول علمى سازگار نيست . زيرا سوختوساز بدن به هنگام خوابهاى عادى گرچه كمى از حال بيدارى كمتر است ولى روى هم رفته براى سالهاى متمادى بسيار زياد خواهد بود .
اما بايد توجه داشت كه خوابهايى در جهان طبيعت وجود دارد كه مصرف غذاى بدن در آنها ناچيز است مثل زمستانخوابى .