مايل به عمل و گرفتار و آلوده مىكند . دوم تعبير « فاحشه » كه بيانگر عظمت و آشكارى اين گناه است و سوم عبارت « و ساء سبيل » نيز مبين آن است كه اين كار مىتواند عوارض زيانبارى را به دنبال داشته و راه مفاسد ديگرى را هم براى انسان بگشايد .
آيهى ديگرى كه مسألهى زنا را نه از روبرو بلكه از پشت نشانه رفته است و در آن زناكاران را از زمره بندگان خدا خارج كرده و درخور مجازات دانسته آيهى 68 سورهى فرقان / 25 است كه مىفرمايد :
وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً
« و كسانى كه در جنب خداوند خداى ديگرى را نمىپرستند و هيچكس را كه خداوند ( كشتنش ) را حرام كرده جز به حق نمىكشند و زنا نمىكنند و هركس چنين كند ( عقوبت ) گناه خواهد ديد . » كه چون در آيات قبل از اين آيه از جمله صفات « عباد الرحمن » را پاكدامنى و . . . نام برده بوده لذا در اين آيه با مشخص كردن آلودگى ( زنا ) دامن بندگان خدا را از لوث اين گناه پاك مىشمارد .
سومين آيهاى كه در مورد برخورد با امر زنا و زناكارى نازل شد و مفسران زمان نزول آن را روز فتح مكّه نوشتهاند آيهى 12 سورهى ممتحنه / 60 مىباشد كه خداوند در اين آيه خطاب به پيامبر اكرم « صلى اللّه عليه و آله و سلم » مىفرمايد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لا يَسْرِقْنَ وَ لا يَزْنِينَ وَ لا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ . . .
« اى پيامبر چون زنان مؤمن به نزدت آمدند كه با تو بيعت كنند آنهايى كه براى خداوند شريكى نياورند و دزدى نكنند و زنا نكنند و فرزندانشان را نكشند و فرزندى را از راه بهتان به دست نياورند كه نسبت آن را به دست و پاى خويش دهند و در كار خيرى از تو نافرمانى نكنند پس با آنان بيعت كن و برايشان از خداوند آمرزش بخواه چرا كه خداوند آمرزگار مهربان است . » كه در اين آيه مىبينيم زنا نكردن به عنوان يك پيمان اجتماعى از جمله شروط لازم براى بيعت شمرده شده است و نهى از زناكارى را از جنبهى فردى فراتر برده و در حد يك تعهّد اجتماعى قرار داده است .
بالاخره در آيهى 2 و 3 سورهى نور ، / 24 برخورد جدّى و قاطعانه با زناكاران را به صورت حكم مجازات عاملان آن صادر كرده و اجراى آن را به دور از هرگونه احساس و رأفتى لازم شمرده و به منظور عبرت مردم انجام حكم را در ملاء عام و در حضور جمعى از مؤمنان واجب كرده است :
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
« زن و مرد زناكار را به هريك از آنان يك صد تازيانه بزنيد و اگر به خداوند و روز بازپسين ايمان داريد در دين الهى در حق آنها دچار ترحّم نشويد و گروهى از مؤمنان در صحنهى عذاب كشيدن آنان حاضر باشند . مرد زانى نبايد جز با زن زانى يا زن مشرك ازدواج كند همچنين زن زانى نبايد جز با مرد زانى يا مشرك ازدواج كند و اين كار بر مؤمنان حرام گرديده است . »
بديهى است زشتى زنا نياز به بحث و بيان ندارد و چون از نظر اخلاقى حيثيت انسان را كه مستلزم نظم و قانونمندى است دچار آسيب و زوال مىكند و از نظر اجتماعى حرمت و قداست خانواده را مىشكند و از نظر بهداشتى زمينهساز ابتلا و آلودگى به بيماريهاى آميزشى خواهد شد كه انواع سابقهدار و شايع آن سوزاك و سفليس بوده و گونههاى غير شايع ديگرى نيز گاهوبىگاه بر آن مزيد مىشود و اخيرا عارضهى « ايدز » به عنوان پرمخاطرهترين آنها