3 -
إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ . . .
« 1 » ؛ « خداوند فقط مردار و خون و گوشت خوك و هر ذبيحهاى را كه به نام غير خدا كشته باشند بر شما حرام كرد ، پس هركس كه به خوردن آنها محتاج و مضطر شد به شرطى كه از اندازهى سد رمق تجاوز نكند ، گناهى بر او نخواهد بود چون خداوند بخشنده و مهربان است . »
4 -
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ . . . .
« 2 » ؛ « براى شما مردار و خون و گوشت خوك و آن ذبيحه اى را كه به نام غير خدا كشتند حرام شد و همچنين هر حيوانى كه با خفه كردن يا با چوب زدن يا از بلندى افكندن يا با شاخ زدن همديگر بميرند و نيز نيم خوردهى درندگان جز آن را كه قبلا تزكيه كرده باشيد حرام است و يا آنچه را كه براى بتان مىكشيد و آن را كه با تيرها قسمت مىكنيد ( نوعى قرعهكشى بود ) فسق است و مصرفش حرمت دارد . امروز كافران از اينكه به دين شما دستبرد زنند و اختلالى به وجود آرند مأيوس شدند ، پس شما از آنان بيمناك نباشيد و دستورات مرا رعايت كنيد . امروز ( كه به عقيدهى اماميه و برخى از اهل سنّت منظور روز غدير خم و برگزيدن حضرت على « عليه السلام » به خلافت و امامت مىباشد ) دين شما را به حد كمال رسانيدم و بر شما نعمتم را تمام كردم و بهترين آيين را كه اسلام است برايتان برگزيدم . در عين حال اگر كسى به علّت اضطرار - و در تنگنا بودن و نه به قصد گناه - چيزى از آنچه حرام شده است مصرف كند . خداوند بر او سخت نگيرد كه او بر خلق بسيار بخشنده و مهربان است . »
در آيات فوق برخى از نكات قابل ذكر به شرح زير خلاصه مىشود :
1 - در مورد حرمت مصرف گوشت مردار و خون چون امروزه امر معمول و شايعى نيست ، لذا نيازى به بحث و تفصيل زياد ندارد ، امّا مصرف گوشت خوك بدون شك اثرات و عوارض زيانبار جسمى ، روانى ، اخلاقى و رفتارى خواهد داشت كه از سرشت پلشتخوارى و خوى بىغيرتى خوك مايه و نشأت مىگيرد ، چنانكه اين صفات را از قديم هم مىشناختند و به عنوان ضرب المثل نقل مىكردند .
مثلا در لغتنامهى دهخدا از قول بيهقى آمده است كه « حكما تن مردم را تشبيه كردهاند به خانهاى كه اندر آن خانه ، مردى و خوكى و شيرى باشد » و اين به روشنى مىتواند تمام رذايل اخلاقى انسان را در قالب خوى خوك ريخته و به نمود آورد .
2 - با توجه به اينكه در آيات مذكور حرمت گوشتهاى مردار ، خوك و خون را بيان كرده است و به صفت « رجس » مشخص فرموده و نسبت به حرمت گوشت حيوانى كه بدون ذكر نام خدا ذبح شده باشد واژهى « فسق » به كار برده است ، شايد بتوان گوشتهاى حرام را به دو دسته تقسيم كرد : يكى گوشتهايى كه تحريم آنها به علّت پليدى و تنفّر طبع انسان و يا زيان هاى جسمانى ناشى از مصرف آنها مىباشد كه با كلمهى « رجس » توصيف شده است و ديگر گوشت هايى كه حرمت آنها نه به واسطهى پليدى و غير بهداشتى بودن است بلكه چون در ذبح آنها نظر به منعم واقعى معطوف نشده و با نام غير خدا ذبح صورت گرفته ، و اين امر نشانهى دورى از توحيد است ، لذا شارع مقدّس اسلام خوردن گوشت آنها را حرام كرده است .
ازاينرو ذبح اسلامى بايد با رعايت دو شرط صورت گيرد يكى با بريدن عروق چهارگانهى جلو گردن ( دو وريد و دو شريان ) و خروج خون جارى بدن از آنها تا به مرگ كامل حيوان منتهى شود و اين جنبهى
هامش
( 1 ) . بقره / 173 .
( 2 ) . مائده / 3 .