تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
از پدر دور سازند ، به انديشه فرومىروند كه چه موضوعى را براى اين امر ، بهانه قرار دهند تا پدرشان حضرت يعقوب « عليه السلام » ، كه پيامبر خدا بوده و داراى بينش وسيع الهى است ، بر آنان خرده نگرفته و از در مخالفت درنيايد ، مسأله‌ى لزوم بازى و تحرك در فضاى باز و سرسبز را مطرح مىكنند ، زيرا مىدانند بازى ، ورزش و تحرك براى كودك ، يك ضرورت فطرى است و هيچ‌گاه پيامبر خدا با يك خواسته‌ى فطرى مخالفت نمىكند ؛ ازاين‌رو مىگويند :
أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
« 1 » [ اى پدر ] فردا او را با ما به صحرا فرست تا در چمن و مراتع بگردد و بازى كند . » و از آنجا كه بايد ، بازى و ورزش كودك ، تحت مراقبت و كنترل بزرگترها باشد ، اضافه مىكنند :
وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
« 2 » « و البته ما مراقب او خواهيم بود . » حضرت يعقوب « عليه السلام » نيز ، از اين جهت به آنان ايرادى نگرفته و موافقت مىكند يوسف « عليه السلام » با آنان به صحرا برود . رهبران دينى ما نيز به انحاى مختلف ، ضرورت بازى و تحرك براى كودكان را مورد اشاره قرار داده‌اند . حضرت على « عليه السلام » فرمودند : « من كان له ولد صبا » « 3 » « هركس كودكى دارد ، خود نيز بايد كودك شود . » پيامبر اكرم « صلى اللّه عليه و آله » نيز در اين مورد فرمودند : « من كان عنده صبى فليتصابّ له » « 4 » « هركس كودكى دارد ، خود نيز بايد تظاهر به كودكى نمايد » همان گونه كه ملاحظه مىشود ، رهبران دينى ما ، نه تنها كودكان را به واسطه‌ى كارها و بازىهاى كودكانه سرزنش نمىكنند ، بلكه به والدين آنها نيز توصيه مىنمايند كه خود نيز كودك شده و با كودكانشان به بازىهاى كودكانه بپردازند . خود آن حضرات نيز چنين مىكرده‌اند . در سيره‌ى پيامبر بزرگ اسلام « صلى اللّه عليه و آله و سلم » مىخوانيم : آن بزرگوار با نوه‌هاى خردسال خود بازى مىكرده و حتى مركب آنان مىشده و آنان را به دوش مىگرفته است . اسلم مىگويد : من حسن و حسين « عليهما السلام » را ديدم كه بر شانه‌هاى پيامبر سوار شده‌اند . به آن دو رو كرده گفتم : چه مركب راهوارى داريد ! در اين لحظه ، پيامبر « صلى اللّه عليه و آله » مرا مخاطب ساخته فرمود : « و چه سواران نيكويى ! » « 5 » همچنين در سيره‌ى آن حضرت مىخوانيم : گاه اتفاق مىافتاد آن حضرت در حال نماز بود و همين كه سر بر سجده مىگذاشت ، دو نوه‌ى بزرگوار ، ولى كم‌سن‌ّوسال او ، حسن و حسين « عليهما السلام » ، بر پشت او سوار مىشدند و به بازى و شوخى مىپرداختند . آن حضرت نه تنها آنها را منع نمىفرمود ، بلكه آن‌قدر سجده را طولانى مىكرد تا خودشان به ميل خود پايين بيايند . جالب‌تر اينكه ، گاه خود آن حضرت و نوه‌ى خردسال را به كشتى گرفتن واداشته و سپس به تشويق آنان مىپرداخت . « 6 »
هامش
( 1 ) . يوسف / 12 . ( 2 ) . يوسف / 12 . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 15 ، ص 203 . ( 4 ) . وسائل الشيعه ، ج 15 ، ص 203 . ( 5 ) . امام حسن و امام حسين « عليهما السلام » ، ص 37 ( ترجمه‌ى بخشى از جلد چهارم كتاب اعيان الشيعه ، از سيد محسن امين عاملى ) . ( 6 ) . بحار الانوار ، ج 103 ، ص 189 .