اى نشست ، مىگويند : آفرين ، چه كودك باادبى است ! اما دانشمندان روانشناس اين عقيده را خطا و غلط مىدانند و عقيده دارند كه بچه بايد بازى كند ؛ اگر بازى نمىكند ، علامت كسالت جسمانى و ضعف روحى اوست . البته پدر و مادر بايد اين جهت را مراعات كنند كه بازى كردن كودك به حال خودش زيانبخش نباشد و اسباب مزاحمت ديگران را نيز فراهم نسازد .
پدر و مادر نه تنها بايد كودك را در بازى كردن آزاد بگذارند ، بلكه خودشان نيز بايد در مواقع بىكارى با آنان بازى كنند ، زيرا بازى كردن با پدر و مادر براى اطفال ، بسى لذتبخش است و آن را از علايم محبت مىشمارند . » « 1 »
از طريق ورزش مىتوان كودك را تربيت نمود و بسيارى از يادگرفتنىها را به او آموخت . در كتاب كودك و ورزش چنين آمده :
« قدرت آموختن در تمام كودكان وجود دارد . كودك مىتواند از ديگران و با ديگران ، بر اثر نگاه كردن ، مقايسه كردن و تقليد كردن بياموزد . مقايسهى قدرت كودك با ديگران ، نشانهى اعتماد به قدرت خود مىباشد و رقابت نيز مىتواند در آموزش مؤثر باشد .
همسالان كودك در آموزش تربيت و آموختن كودك مؤثرند .
بزرگان نيز مىتوانند سرمشق آموزش براى خردسالان باشند . . . ( جهت آموزش نظم و تربيت در ضمن بازى ) مىتوانند به كودك بياموزند كه :
1 - به نوبت از اسباببازى استفاده نمايند .
2 - ممانعت براى كودكان ديگر فراهم نكنند .
3 - پس از استفاده از اسباببازى ، آن را به كودكان ديگر واگذار نمايند .
4 - اسباببازى را خراب نكنند .
كودك مىتواند قواعد اجتماعى و زندگى را فقط در جمع كودكان بياموزد ، براى اين منظور سعى كنيد كه فرزند شما با ديگران آميزش و رفت و آمد داشته باشد و تمرينات مثبت و منفى را بياموزد .
هدف از تربيت كودكان استقلال آنهاست . » « 2 »
تنها دانشمندان و انديشمندان معاصر نيستند كه ورزش ، بازى و تحرك را براى كودكان لازم مىدانند ، بلكه بسيارى از فلاسفه و صاحبنظران گذشته نيز اين ضرورت را دريافته و بدان پرداختهاند ؛ به عنوان نمونه ، غزالى مىگويد :
« و هر روز يك ساعت وى را از بازى باز ندارند تا فرهيخته شود [ يعنى تربيت گردد و ادب آموزد ] و تنگدلى نشود كه از آن بدخوى گردد و كوردل . » « 3 »
ارسطو نيز ورزش و بازى را براى كودكان لازم مىدانسته ، ولى آنها را از پرداختن به ورزشهاى سنگين منع نموده و معتقد بوده :
« كودكان بايد به طور معتدل ورزش نمايند و نه تا آن حد كه مهارت حرفهاى به دست آورند . جوانانى كه براى شركت در مسابقههاى المپيك ورزش مىكنند ، تندرستىشان آسيب مىبيند ، و اين نكته آشكار است كه كسانى كه در خردسالى قهرمان مىشوند ، در سالخوردگى به ندرت باز به چنين مقامى مىرسند . » « 4 »
اسلام نيز كه دين فطرت بوده و با واقعيات ، واقع گرايانه برخورد مىكند ، نه تنها بازى كودكان را تخطئه نكرده ، بلكه آن را لازم مىداند . در سورهى يوسف « عليه السلام » مىخوانيم :
وقتى برادران يوسف « عليه السلام » مىخواهند او را
هامش
( 1 ) . بانوى نمونهى اسلام ص 130 و 131 .
( 2 ) . سازمان تربيتبدنى جمهورى اسلامى ايران ، كودك و ورزش ، ص 74 و 75 .
( 3 ) . عباس قنبرى نياكى ، تربيتبدنى از ديدگاه انديشمندان اسلامى ، ص 128 .
( 4 ) . همان ، ص 116 .