كانت قد استوفت خمسين سنة و ارتفع عنها الحيض و آيست منه لم يكن عليها عدّة من طلاق » .
هرگاه مردى ، زن آزاد خود را پس از آميزش جنسى طلاق دهد ، بر آن زن واجب است كه به اندازهء سه پاكى عده نگه دارد ، اگر از كسانى است كه حيض مىشوند و اگر از كسانى باشد كه به دنبال عارضهاى عادت نمىشود ، درحالىكه همسالان او قاعدگى دارند ، سه ماه عده نگه مىدارد و اگر پنجاهسالگى را پشت سر نهاده و قاعدگى از او رخت بربسته و اميدى بدان نيست ، چنين زنى عدهء طلاق ندارد .
در اين عبارات ، معيار را در سنّ قاعدگى و بالاتر از پنجاهسالگى و رخت بربستن عادت ماهانه مىداند . « 1 »
مرحوم صدوق ، در باب طلاق كتاب مقنع مىنويسد :
« و اعلم ، أنّ خمسا يطلّقن على كلّ حال : الحامل المبين حملها ، و الغائب عنها الزوجها ، و التى قد يئست من الحيض أو لم تحض و هو على وجهين : إن كان مثلها لا تحيض فلا عدّة عليها ، و إن كان مثلها تحيض فعليها العدّة ثلاثة أشهر » . « 2 »
بدانكه پنج دسته از زنان را مىتوان در هر حال طلاق داد : زن باردارى كه آبستنى وى روشن باشد ، زنى كه شويش ناپيداست ، زنى كه با او آميزش انجام نگرفته است و زنى كه از قاعدگى نااميد گشته يا عادت نمىشود كه اين خود ، به دوگونه است :
اگر همانندهايش نيز عادت نمىشوند ، عدهاى بر او نيست ؛ ولى اگر قاعدگى دارند ، بر او سه ماه عده است .
در اين عبارت ، تصريحى به اين نشده كه سن ، معتبر است و تنها يأس از قاعدگى گفته شده است . « 3 »
مرحوم شيخ طوسى ، در بخش عدهها از كتاب نهايه مىنويسد : « و إذا دخل بها ثمّ أراد طلاقها فإن كانت لم تبلغ الحيض و مثلها لا تحيض ، و حدّ ذلك ما دون التسع سنين لم يكن عليها منه
هامش
( 1 ) . شيخ مفيد ، مقنعه ، ص 532 .
( 2 ) . شيخ صدوق ، مقنع ، ص 345 .
( 3 ) . همان ، ص 29 .