كه افزون بر اينكه « يئست من المحيض » را آورده ، عبارتهاى « ارتفع حيضها » و « فلا تلد مثلها » نيز آمده است كه هر دو صراحت در اين دارند كه حيض نمىشود .
چهارم : تصريح به واماندگى از حيض
در برخى از روايات ، يائسگى را با تعبير جلوس از حيض و يا قعود از آن معرفى نموده :
امام باقر عليه السّلام فرمود : « خمس يطلّقن على كلّ حال . . . و التي قد جلست من المحيض » .
در روايت ديگر فرمود : « الّتي قد قعدت من المحيض » ؛
قعود ، يعنى بازنشستگى و انجام ندادن ، همان گونه كه در حديث آمده :
« تقعد عن الصلاة أيّام الحيض » در ايام حيض نماز نمىخواند .
امير المؤمنين نيز فرمودهاند : « قعودهنّ عن الصلاة و الصيام في أيّام حيضهنّ » ؛ يعنى علت نقصان ايمان عملى زنان ، انجام ندادن نماز و روزه در ايام حيض مىباشد .
پس يائسگى در روايت اول با عبارت « جلوس از حيض » و در حديث دوم با « قعود از حيض » مشخص شده است و كلمهء قعود نيز به همان معناى جلوس يا بازنشستگى ، واماندگى و انجام ندادن مىباشد .
برابر اين دو حديث ، يائسه ، زنى است كه حيض شدنش از فعاليت وامانده و از كار افتاده و طبيعى است چنين زنى حيض نمىشود . « 1 »
3 . ديدگاه فقها
مرحوم شيخ مفيد ، در كتاب ارزشمند مقنعه در بخش عدّه زنان مىنويسد :
« و إذا طلّق الرجل زوجته الحرّة بعد الدخول بها وجب عليها أن تعتدّ منه بثلاثة أطهار إن كانت ممّن تحيض ، و إن لم تكن تحيض لعارض و مثلها في السنّ من تحيض اعتدّت منه بثلاثة أشهر ، و إن
هامش
( 1 ) . سيد هدايت اللّه طالقانى ، نگرشى نو بر يائسگى ، ص 67 .