در آن دوره شاگرد استاد حاذقى بودن براى يك داوطلب پزشكى وجه امتياز بود .
مردم هم امتياز طبيب آموزش يافته را مىشناختند . ازينرو طبيبى را كه به هيچ مؤسسهء آموزش طب وارد نشده يا از استاد كارآمدى گواهينامه نگرفته بود ، هرگز برسميت نمىشناختند . حكومت تنها آن طبيب را قبول مىكرد كه نزد استاد نامآورى كار كرده بود . بنا بروايتى گواهىنامه چنين طبيبى به نظر دولت هم اعتبار داشت . . . . . چنان كه وقتى ( ماه ذى الحجه سال 1000 ه ) ملا عبد القادر بدايونى بعد از غياب پنجماهه به لشكر بازگشت شهنشاه اكبر از و علت اين غياب را پرسيد بدايوانى گواهينامه كسالت را كه از عين الملك شيرازى گرفته بود عرضه كرد « 1 » .
اين روش در دهلى تا زمان حكيم شريفخان ادامه داشت بعد از آن نيز حكيم محمود خان پس از تمام شدن وقت مطب دانشجويان طب را درس مىداد و چون وى استعداد و توانائى پسر خود حكيم عبد المجيد خان را سنجيد مسؤليت تدريس را به او سپرد لذا وى در اوقات فراغت تدريس طب مىكرد و رفتهرفته ايجاد كلاسها در اين مورد كرد كه هر سال دورهء تحصيل از آغاز ماه شهريور تا اواخر آذر ادامه داشت . در درسهاى وى قانونچه و كليات نفيسى و علم الادويه نفيسى و كليات قانون و حميات قانون و شرح الاسباب العلامات و غيره جزو برنامه آموزش بود . بعد ، « تشريح اعضاى مركبه » حكيم صادقعلى خان سپس « علم القابله » تأليف پيرجى عبد الرزاق را نيز شامل كرد و دوره تحصيل بجاى دو سال سه سال قرار گرفت . در اواخر وى مدرسهء طبيه ( مؤسسه آموزشى طب ) را تأسيس كرد . اين مدرسه در سال 1306 ه گشوده شد در جشن افتتاحش اكابر شبه قاره مانند مولانا حالى و مولانا محمد حسين آزاد و مولانا ذكاء اللّه و شمس العلما مولانا نذير احمد شركت داشتند .
هامش
( 1 ) - اطباى عهد مغليه ص 149 .