تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

خوره :

در ماكلوان گيلان كلهء خوك را مىسوزانند و خاكستر آن را با نمك مخلوط مىكنند و بر زخم‌هاى خوره مىگذارند ( ميرشكرايى ، 1374 : 473 ) .

دل‌پيچه :

در روستاى گاميشبان ماسال خاكستر چهارشنبه‌سورى را نگه مىداشتند و به كسى كه دل‌پيچه مىگرفت ، اندكى از آن را با آب و زردچوبه مخلوط كرده به خورد او مىدادند ( بشرا و طاهرى : 69 ) .

سياه‌زخم و زردزخم :

در ابيانه خاك ديوار كاهگلى و باران‌خورده را روى زخم مىريزند ( نظرى داشلىبرون و ديگران : 458 ) .

بواسير :

در خراسان در موردى كه بواسير هنوز به خون نيامده باشد هندوانهء ابو جهل را خشك مىكنند و مىسوزانند و خاكستر آن را بر موضع بواسير مىگذارند ( شكورزاده : 237 ) . در اردبيل ، آجر داغ كرده ، بيمار روى آن مىنشيند يا خاكستر نسبتا داغ را روى موضع درد مىريزد ( وجدانىفر و ديگران : 300 ) .

صرع ( غشى ) :

در ايرانشهر مقدارى خاك نپخته با آب مخلوط مىكنند و زير دماغ بيمار مىگيرند يا مىمالند ( جانب اللهى ، 1381 : 259 ) .

جرب :

در گيلان خاكستر هيزم را بر بدن مىمالند و بعد در آب مرداب خود را مىشويند ( ميرشكرايى ، 1374 : 473 ) . و نيز خاك منقل را الك مىكردند و در ظرفى مىريختند و در آن مىشاشيدند و به تن مىماليدند ( پاينده : 258 ) .

كچلى :

در گيلان پوست مازو را مىسوزانند و خاكستر آن را با ماست بر سر مىمالند ( ميرشكرايى ، 1374 : 473 ) . در لرستان نى را مىسوزانند و خاكستر آن را بر زخم‌هاى كچلى مىگذارند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 259 ) . در اردبيل پوست هندوانه را سوزانده خاكستر آن را روى موضع مىمالند ، يا جو را سوزانده و سوختهء آن را با آب مخلوط كرده روى سر مىماليدند ( وجدانىفر و ديگران : 304 ) .

شب‌ادرارى :

در لرستان مخلوط خاكستر و تخم‌مرغ بر كمر مىاندازند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 270 ) . در اصفهان خاكستر گردن خروس تجويز مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .

زخم پشت گوش :

در گيلان سرنج و گل سوخته ديوار بخارى روى زخم مىريزند و كمى پنبهء كهنه را روى آن مىگذارند تا آبش را جمع كند ( پاينده : 261 ) .

دفع خستگى :

در لرستان آرد گندم را بر آتش مىريزند و كسى كه خسته است پاهايش را بالاى
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 242 | محمد سعيد جانب اللهى