در خراسان اگر زخم بدن از تيغ يا چاقو باشد ، پر مرغ خانگى را مىسوزانند و خاكستر آن را با برگ گشنيز خشك سابيده مخلوط مىكنند و روى زخم مىپاشند ( شكورزاده : 253 ) .
در سيستان براى پيشگيرى از خونريزىهاى جراحت ، دستمال ابريشمى سياهى را مىسوزاندند و سوختهء آن را روى زخم مىپاشيدند ( جانب اللهى ، 1381 : 245 ) .
عفونت زخم :
در روستاى اسفند ايرانشهر مقدارى از خاك خام ( دستنخورده ) آستانهء مسجد را روى زخم مىريزند ( همان : 258 ) .
خونريزى جراحت :
در ساوه براى درمان زخم با چاقو يا شكستگى سر نمد را مىسوزانند و خاكستر آن را روى زخم مىريزند ( سالارى : 333 ) .
در ساوجبلاغ زغال را مىكوبيدند و پودر آن را روى زخم مىريختند از خاك يا خاكستر هم براى اين منظور استفاده مىكردند ( جانب اللهى ، 1372 ، ب : 30 ) .
ختنه :
در بافق براى بهبود زخم ختنه ، يك قطعهء كهنه را سوزانده و خاكستر آن را هرچند ساعت يكبار تا يك هفته روى محل زخم مىريختند ( جانب اللهى ، 1384 : 121 ) .
در لرستان بعد از ختنه ، كودك را داخل خاكستر چوب يا زغال مىنشانند تا خون بند بيايد ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 254 ) .
در مهريز خاكستر تور چراغ زنبورى روى زخم مىريختند ( جانب اللهى ، 1386 : 47 ) . در ميبد يك قطعه كهنه سوزانده و خاكستر آن را هرچند ساعت يكبار تا يك هفته روى محل زخم مىريختند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در تركمن صحرا خاكستر پنبه يا نمد سوخته را روى زخم مىگذارند ( معطوفى : 2045 ) .
سوختگى :
براى درمان سوختگى چند هستهء هلو و چند تيكه پارچه را سوزانده ، خاكستر آنها را روى محل سوختگى مىپاشند ( جانب اللهى ، 1384 : 122 ) .
در راور از خاكستر و دود حاصل از سوزاندن درختچه گز استفاده مىشود ( كرباسى راورى : 159 ) .
در اردبيل عدس را سوزانده و خاكستر آن را روى سوختگى مىگذارند ( وجدانىفر و ديگران :
306 ) . يا مقدارى جو را مىسوزانند و خاكستر آن را با زردهء تخممرغ و روغن زرد مخلوط مىكنند و روى موضع مىگذارند ( همانجا ) .
كوفتگى :
در بافق براى درمان ، خاكستر گرم با نمك داخل پارچهاى ريخته روى محل كوفته شده مىبندند ( جانب اللهى ، 1384 : 122 ) .
در لرستان مقدارى از خاكستر ته اجاق را با روغن حيوانى تفت مىدهند و با موى بزغاله مخلوط مىكنند و روى ضربديدگى استخوان مىگذارند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 278 ) .