شديد دچار مىشوند ، مقدارى ماست روى آن مىريزند ، سپس بدون اينكه دست بزنند با زبان مىليسند ( قاسمى : 123 ) .
باد :
در سنگسر بادسنگ كه سنگى شبيه ماسوره و سياهرنگ است سابيده آن را با آب به بيمار بادى مىدهند ( اعظمى : 59 ) .
سياهسرفه :
در سنگسر به نوعى سنگ به نام ماسرا سنگ يعنى سنگ ماسوره كه دراز و رنگش قهوهاى سير است كمى آب زده ، مىسابند و ساييدهء آن را براى رفع سياهسرفه به كودك مىدهند ( اعظمى : 59 ) .
برفك :
كمى آب پشت نعلبكى مىريزند و با آن سنگ نزله را مىسابند تا كمى از گرد آن با آب مخلوط شده ، رنگ آب عوض شود ، كمى از اين مخلوط روى زبان بچه مىمالند تا برفكش از بين برود ( ضيغمى : 183 ) .
هول كردن :
در اصفهان اگر كسى هول بكند ، به مرض قهره مبتلا شده است ، براى درمان آن سنگى سياه به نام قهره كه در خانهء بعضى خانوادههاى قديمى بود ، داخل ظرف آب گذاشته ، مىماليدند و آب آن را به مريض مىدادند ( افشار سيستانى ، 1370 : 104 ) .
نازايى :
در اصفهان زن نازا از پلكان پيچدرپيچ منارهء معروف به منارهء كون برنجى بالا رفته روى هر پله يك گردو مىگذارد تا به چهل گردو برسد ، سپس به حال نشسته از پلهها پايين مىآيد و با نشيمنگاه خود درحالىكه مىخواند :
« اى پله منار كونبرنجى * كونكوبت مىكنم ، ز من نرنجى »
گردوها را مىشكند ( جانب اللهى و آذرمهر : 30 قس . شاردن : 4 / 1486 ) .
زردزخم :
دانههاى زردرنگى است كه بيشتر روى صورت مىزند و از عوامل بروز كچلى است .
در زنجان مهرهء زرد را سابيده ، گرد آن را با روغن حيوانى مخلوط مىكنند و روى آن مىمالند ( سپهرفر و ديگران : 240 ) .
جنزدگى :
در اردبيل سنگهاى اجاق را در درون رودخانه مىاندازند ( وجدانىفر و ديگران : 316 ) .
تبخال :
در اردبيل سنگ سفيد را خرد كرده با ماست يا شير مخلوط مىكردند و روى موضع مىگذاشتند ( وجدانىفر و ديگران : 305 ) .
زگيل :
در روستاى شيخخلف ( شوش ) سنگى كه دانههايى شبيه زگيل روى آن است پيش ملا مىبرند تا روى آن دعا بخواند . بعد در شب مهتابى سنگ را در مقدارى آب مىگذارند و روز بعد كمى از آن آب را مىخورند و دستشان را با آن مىشويند ( ترابزاده و ديگران : 140 ) .