تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

تب حصبه :

در گيلان كدو را مىپزند و با بخار آن سر و صورت مريض را بخور مىدهند ( ميرشكرايى ، 1374 : 472 ) .

كرم‌خوردگى و عفونت دندان :

در بافق براى از بين بردن عفونت ، برگ بوته انگور توره « 1 » ( تاجريزى ) را در آب مىجوشانند و بيمار بايد دهان خود را روى بخار آن باز نگه دارد تا بخار وارد دندان شود و عفونت را از بين ببرد ( جانب اللهى ، 1384 : 119 ) .

مارگزيدگى :

در سيستان كاه را مىجوشانند و آب آن را مىگذارند سرد شود . سپس آجرى را داغ كرده در آب مىاندازند تا بخار كند و مارگزيده اين بخار را استنشاق كند ( همو ، 1381 : 243 ) .

آبسه لثه :

در اردبيل بخور عدس را به لثه مىدهند ( وجدانىفر و ديگران : 297 ) .

آبله :

در اردبيل بخور تپالهء حيوانات را به مريض مىدهند ( همان : 314 ) .

خون‌درمانى

خروسك ( خناق ) :

علامت آن تنگى نفس و نفس زدن از ته گلو و سرفه‌اى است كه از ته گلو به سختى بروز مىكند . در شيراز براى درمان سر جوجه خروس را مىبرند و خون گرم آن را در گلوى بچه مىريزند ( همايونى ، 1353 : 38 ) . در لرستان ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 255 ) ، خراسان ( شكورزاده : 244 ) ، اردبيل ( وجدانىفر و ديگران : 301 ) ، و اردكان نيز خون خروس در گلوى بيمار مىريزند . در اردكان آبگوشت خروس هم به بيمار مىدهند ( طباطبايى : 682 ) .

پيوره لثه :

در لرستان خون خرگوش در پاى لثه مىريزند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 264 ) . عشاير بويراحمدى براى سلامت دهان و دندان خون ميش كوهى را مدتى در دهان نگه مىدارند ( نامه نور ، شماره 10 و 11 ، اسفند 1359 ) .

يرقان :

در بافق براى درمان يرقان مقدارى خون خروس به بدن مريض مىمالند ( جانب اللهى ، 1384 : 123 ) . در گيلان خون لاك‌پشت را در چاى مىريزند و به بيمار مىدهند ( پاينده : 259 ) .

تراخم :

در لرستان براى درمان تراخم خون گرم كبوتر برنجى ( كبوترى كه زير بال آن خال خال است ) در چشم مىچكانند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 265 ) .

سرفه :

در اردبيل خون خرگوش به بيمار مىدهند ( وجدانىفر و ديگران : 301 ) .

شب‌كورى :

در بالارود گيلان كبوترى را سر مىبرند و خونش را در ظرفى ريخته و در سايه مىگذارند تا خشك شود ، سپس مثل سرمه در چشم مىكنند ( ميرشكرايى ، 1374 : 471 ) .
هامش
( 1 ) .tura