بيمار مىگذارند ( حسنى و ديگران ، 1381 : 334 ) .
شبادرارى :
در اردبيل تخممرغ پخته را با پوست به كودك مىدهند ( وجدانىفر و ديگران : 301 ) .
ورود حشره به گوش :
در سيستان فضلهء مرغ را در روغن سرخ كرده از صافى مىگذراندند و در گوش مىريختند ( جانب اللهى ، 1381 : 242 ) .
استفراغ :
در سنگسر سياهدانهء سالم يا آسياشده را با مقدارى سياهى ته ديگ كه از سوزانيدن هيزم است و فضله مرغ مخلوط كرده در آب حل مىكنند و به مريض مىدهند ( اعظمى : 57 ) .
سردى :
در رى براى دفع آن مرغ پير را سر بريده مىپزند و مىخورند ( جانب اللهى ، سليمى مؤيد ، 1374 : 33 ) .
تقويت نوزاد :
در تنگستان دايه ( قابله ) روز چهلم به زن زائو سر زده و خورشتى از گردن مرغ به وى مىدهد كه نوزادش گردن بگيرد ( منصورىزاده و شمس الدينى : 179 ) .
پرندهدرمانى
دمل :
در لرستان سنگدان سرگر ( لاشخور ) را با آب مىپزند تا مايع غليظ از آن به دست آيد ، آنگاه مايع غليظ را روى پارچهاى مىمالند و بر دمل مىبندند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 257 ) .
در تهران فضلهء كبوتر را پخته نيمگرم روى دمل مىگذارند تا سر باز كند ( شهرى : 5 / 422 ) .
سياهزخم :
در ايلام براى درمان از روشهاى زير استفاده مىشود :
1 . گذاردن مرهمى كه از جوشاندهء كركس و سرگر ( لاشخور ) فراهم مىشود .
2 . ريختن سنگدان گردشدهء كركس بر زخم ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 257 ) .
لرز :
در لرستان براى درمان كباب گنجشك مىخورند ( همان : 276 ) .
زخم :
در خراسان اگر لالهء گوش دختر بچهاى را براى گوشواره سوراخ كنند و محل سوراخ شده دچار عفونت شود ، فضلهء گنجشك را روى قطعهء سنگى مرطوبى مىسايند و در محل عفونت و جراحت مىگذارند ( شكورزاده : 254 ) .
كمسو شدن چشم :
در لرستان براى زياد شدن سوى چشم اندكى كوبيدهء زهرهء كبك در چشم مىريزند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 264 ) .
گوشدرد :
در لرستان روغن سينه جكهماتى « 1 » و جكهبازله « 2 » را در گوش مىريزند ( همان : 265 ) .
هامش
( 1 ) .Jek matiپرندهاى است از گنجشك كمى بزرگتر با پرهاى خاكسترى ، پاهاى سياه و نوك قهوهاى .
( 2 ) .Jek bazela. پرندهاى است به جثه كهماتى كه پيشانىاش سفيد ، سينهاش سياه ، بين دو بالش از پشت سفيد است و دو خال سفيد بر دو بال دارد و پا و نوكش سياه است .