نظر آمارى معنىدار نبوده است . بعبارت ديگر ميزان افزايش وزن مادر در طى باردارى در زنانى كه در سهماههء سوم روزه بگيرند با زنانى كه در اين دوران روزه نگيرند با يكديگر تفاوت ندارد . همچنين نتايج نشان داد در زنانى كه سهماههء سوم حاملگى آنها با ماه رمضان مقارن بوده است نسبت افزايش وزن طبيعى در طول باردارى در زنانى كه زير 25 سال داشتند 65 درصد بوده است درحالىكه اين نسبت در زنانى كه بالاى 25 سال سن داشتند 2 / 27 درصد بوده است به بيان ديگر در زنان باردار زير 25 سال افزايش وزن طبيعى در طول باردارى بيشتر از زنانى بوده است كه سن بالاى 25 سال داشتند و اين ارتباط از نظر آمارى نيز معنىدار بوده است ( 029 / 0
( p
. در مادران كمتر از 18 سال وزن مادر در طى باردارى به اندازه كافى افزايش نمىيابد ( 4 ) . و ليكن در اين تحقيق مادران كمتر از 18 سال وجود نداشته است بنابراين منظور از مادران زير 25 سال مادران در سنين 18 تا 25 سال بوده است كه اكثر اين افراد داراى زايمان كمى مىباشند لذا ذخاير بدن مادر بالا بوده و موجب افزايش ميزان اضافه وزن طبيعى در طى باردارى مىگردد .
نتايج نشان داد در نمونههاى پژوهش واقع در سهماهه سوم باردارى نسبت افزايش وزن طبيعى در طول باردارى در زنانى كه تعداد زايمان كمتر از 1 داشتند 9 / 52 درصد بوده است و اين نسبت در زنان كه زايمان بيشتر از 1 داشتهاند 5 / 12 درصد بوده است بعبارتى در اين مادران باردار هرچه تعداد زايمان كمتر بوده احتمال كسب افزايش وزن طبيعى در طى باردارى بيشتر بود و اين ارتباط از نظر آمارى نيز معنىدار بوده است
( p - 0 / 044 )
. ذخاير بدن مادرانى كه تعداد زايمان كمتر از يك دارند بيشتر از مادرانى است كه تعداد زايمانهاى آنها بالا است و اين امر منجر مىگردد كه ميزان افزايش وزن طبيعى در طى باردارى در اين مادران بالاتر باشد .
بحث : با توجه به نتايج فوق مىتوان نتيجه گرفت كه روزهدارى مادر در سهماهه دوم و سوم باردارى بر افزايش وزن مادر در طى باردارى تأثيرى ندارد و گاهى اوقات زنان باردار در زمان روزهدارى تغذيه بهترى از مادران غير روزهدار داشتند كه شايد دليل اين امر اين باشد كه وقتى زنان روزه نمىگيرند براى آماده كردن و خوردن غذا به تنهايى