اسلام و بهداشت روانى :
همانطورى كه گفته شد ، از ديدگاه روانشناسان ، مهمترين شاخصه بهداشت روانى ، معنابخشى به زندگى ، تسليمناپذيرى فرهنگى ، ثبات شخصيت ، خود شكوفايى ، عشقورزى ، و حسن روابط اجتماعى ، احساس مسئوليت نسبت به ديگران است .
با بررسى آموزههاى دينى ( قرآن و روايات ) درمىيابيم كه موارد مذكور در اسلام به عنوان آخرين نسخه شفابخش آسمانى ، در چارده قرن پيش مطرح شده است . در اينجا به طور اختصار بدان اشاره مىكنيم .
اسلام و معنابخشى به زندگى :
يكى از مولفههاى بهداشت روانى پذيرش يك نظام عقيدتى و نوعى جهانبينى است كه آفرينش جهان و حيات انسان را معنادار سازد . نگرانى و پوچ گرايى ، رهآورد زندگى خشك ماشينى و پشت كردن به دين و معنويت است . بىمذهبى ، پوچى و بىمعنا بودن زندگى را سبب مىشود . بنابراين براى برون رفت از بحران كنونى بشر ، چارهاى جز روى آوردن به فطرت خود و توجه به نياز واقعى و پر كردن خلأ معنوى نيست .
در عصر جديد ، بدبينى از پوچى و پوچگرايى سر درآورده است . خودكشىها ، به شوخى گرفتن زندگى ، در اسارت اين و آن ماندن ، پايمالكردن ارزشهاى انسانى ، تجاوز از كمالات انسانى و بالاخره غفلت از مسائل معنوى و حالات مذهبى و كنار گذاشتن آداب حضور و عبوديت از نشانههاى پوچگرايى است .
كنار گذاشتن خدا از زندگى ، پيامدهايى وخيم دارد ؛ مانند : 1 . غربت انسان در نظام هستى 2 .
افتادن در مرداب رذائل و پستىها 3 . تنهايى و واماندگى 4 . احساس پوچى و بىهويتى 5 .
افسردگى و اضطراب
معنابخشى به زندگى در اين روزگار با احياى فكر دينى و بازيافت اعتقاد به خدا و حضور او در زندگى ممكن است . استيسن فيلسوف بريتانيايى مىگويد : " آشفتگى و سرگردانى انسان در جهان مدرن ناشى از فقدان ايمان او و دست برداشتن از خدا و دين است " . ( نقد و نظر ، ش 32 - 31 ، ص 68 )