ويليام جيمز ، پدر روانشناسى عملى مىگويد : " وقتى كه خدا را در همه چيز مىبينيم ، در پستترين چيزها ، عالىترين حقايق را در خواهيم يافت . حقيقتا كه دنيا ، دنياى ديگرى جلوه خواهد كرد " . ( ويليام جيمز ، ص 167 )
انسان به دو طريق به زندگى معنا مىدهد : 1 - كسب مجموعهاى از اصول و معارف كه زندگى را هدفمند مىكند . 2 - يافتن راهى براى عشق به زندگى .
روشن است كه اسلام با پاسخگويى به پرسشهايى آدمى و سخن گفتن از آغاز و فرجام او نياز معنابخشى به زندگى را برآورده كرده است . قرآن مجيد جهان را هدفمند دانسته و نظريه عبث بودن خلقت را باطل . ( مومنون / 115 ) و هدف غايى آفرينش انسان را ، معرفت و عبوديت و بندگى خدا دانسته است . خداوند در قرآن مىفرمايد :
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » ؛
جن و انسان را نيافريدم مگر براى عبوديت و بندگى خودم » . ( ذاريات / 56 ) .
اسلام و تسليمناپذيرى فرهنگى :
از ديگر مولفههاى بهداشت روان ، كه مزلو بر آن تاكيد دارد ، مقاومت در برابر فرهنگپذيرى است .
قرآن مجيد ، يكى از اهداف بعثت انبياء را اصلاح وضع موجود و پالايش جامعه از ظلمت جهل و فساد ذكر مىكند و پيامبران الهى را مصلحان جامعه مىداند كه در مقابل فرهنگ منحط ، مقاومت كرده و خواهان تغيير شرايط بودند .
قرآن مجيد از زبان شعيب ( ع ) مىگويد :
إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ
من جز اسلام تا آنجا كه توانايى دارم چيزى نمىخواهم ( هود / 88 ) اسلام با واجب كردن امر به معروف و نهى از منكر ، از پيروانش مىخواهد تسليم فرهنگ منحط زمان خود نباشند و به دنبال اصلاح وضع موجود باشند .
اسلام و ثبات شخصيت :
يكى از نشانگان سلامت و بهداشت روان ، ثبات شخصيت است و معناى آن نبود دگرگونىهاى هيجانى افراطى و دمدمى مزاج بودن و احساساتى بودن است . يكى از ريشههاى تزلزل شخصيت نبود الگوى ثابت و مطمئن است . اسلام با ارائه الگوهاى كامل ، پيروانش را در ثبات شخصيت يارى رسانده است . قرآن مجيد رسول اكرم