1 . تغذيه بعضى از اعضا كه واجب است در آنها قدرى سودا باشد ؛ مثل استخوان و طحال .
2 . ايجاد ميل به غذا و تحريك اشتها . كمى سودا از طحال به معده ريخته مىشود و به دليل ترشى طعم و عفوصت ، ميل به غذا معلوم مىشود .
3 . به دليل برودت و يبوست و عفوصتى كه دارد ، قدرى در معده مىريزد و الياف و اعصاب آن را از رخاوت و سستى بيرون مىآورد تا قبول غذاى جديد كند ( هضم و نضج غذا ) « 1 » .
علائم غلبه و انصباب اخلاط صفراوى ، بلغمى و سوداوى
انصباب « 2 » اخلاط از ريزش معمولى مواد به بدن زيانبارتر است ، زيرا در انصباب ، ماده ريخته شده در بدن مستحكم گشته و جايگزين شده است ، لذا ، « وقتى ماده انصباب پيدا كند به سوى عضوى ، ضرر و زيان بسيار زيادى دارد » « 3 » و خروج آن خلط از بدن نيز سختتر از زمانى است كه تنها ريزش معمولى - يعنى ريخته شدن خلط بدون مستحكم شدن در بدن - صورت گرفته باشد . ريخته شدن و انصباب هر يك از اخلاط سهگانه ، منى زن را از بين برده و فاسد مىگرداند .
علائم علبه و انصباب خلط صفرا ( انصباب غير طبيعى صفرا )
زمانى كه خلط غالب در بدن صفرا باشد ، مىتوانيم علائم زير را در بيمار مشاهده كنيم : « 4 »
- زردى رنگ صورت ، چشم ، و زبان
- تلخى دهان ، خشونت زبان و خشكى آن
- خشكى منخرين
- عطش شديد
- سرعت نبض
هامش
( 1 ) . قانون ، رويه 43 .
( 2 ) . انصباب : ريخته شدن .
( 3 ) . خلاصة الحكمه ، ج 1 ، رويه 62 .
( 4 ) . خلاصة الحكمه ، ج 1 ، رويه 538 .